معماری
سرخط خبرها

کنترل استرس کنکور

به نظر می رسد امتحان و استرس دو یار جداناشدنی از یکدیگرند. یعنی هر آزمونی قدری اضطراب و استرس طبیعی و ذاتی به فرد داوطلب وارد می سازد و این هنر و مهارت و ورزیدگی ذهنی و روانی و آمادگی جسمی و روحی شخص است که میزان تاثیر استرس در نتیجه آزمون را تعیین می کند. مهم نیست آزمون مورد نظرکنکورسراسری باشد یا مسابقه شطرنج یا مبارزه آزاد در یک قفس، امتحان ها و آزمون ها با خودشان اضطراب و استرس همراه می آورند و  هر امتحانی بسته به نوع و شرایط و محدودیت های حاکم بر آن به طور کلی دارای دو عامل اثر گذار در ایجاد و تقویت استرس غیرعادی در شخص می باشد. این دو عامل عبارتند از :

الف ـ  حجم مطالبی که باید توسط شخص برای موفقیت در آزمون خوانده  شود

ب ـ  مدت زمان باقی مانده تا لحظه شروع امتحان

بدنیست بدانید که در بروز استرس این دو عامل یاد شده بالا با هم رابطه ای کاملا وارونه دارند ، یعنی هر چقدر که مطالب کمتر و مدت زمان باقی مانده تا لحظه امتحان بیشتر باشد  احتمال بروز استرس در فرد کمتر است و بالعکس!

اما قصه کنکور حکایت دیگری است. کنکور شرایطی منحصر به فرد و کاملا ویژه ای دارد و همیشه برای هر داوطلبی  از یک سو زمان باقیمانده بسیار کم است که این خود دلهره و اضطرابی جداگانه ایجاد می کند و ازسوی دیگر زیاد بودن زمان هم باعث  طولانی شدن مدت زمان موجود تا لحظه برگزاری امتحان می شود که این طولانی شدن سبب انباشتگی تدریجی استرس وتقویت نگرانی و حتی وحشت از فراموشی مطالب خوانده شده در فرد می شود و ترس و فشار روحی و روانی وارد شده به شخص از استرس حاصل از عامل زمان کم کم  به قدری زیاد می شود که شخص برای خلاصی و راحت شدن و به آرامش رسیدن، بعضی مواقع به وضوح مسئله اصلی (کنکور ) را عمدا بی خیال می شود و سعی می کند فرصتی بیابد تا برای موضوع به ظاهر مهم تری یعنی کسب آرامش برنامه ریزی کند. یعنی او مساله اصلی که کنکور است را رها می سازد و دنبال یک موضوع فرعی به اسم کسب آرامش می گردد. اما نکته این جاست که این آرامش با توقف و درس نخواندن هرگز به دست نمی آید و اگر هم آرامشی حاصل شود مدت زمان دوام آن بسیار کوتاه خواهد بود و دوباره فرد دچار سیلابی از استرس های تلنبار شده می شود که باز برای رهایی از آنها همه چیز را متوقف می کند تا راهی برای آرام سازی خویش بیابد و این چرخه تا زمانی که فرد به کلی کنکور را کنار بگذارد و یا بیمار شود ادامه می یابد.

کنکور

نکته کلیدی این جاست که همیشه آن افرادی قادرند که تا آخرین لحظه تلاش کنند که در عمق وجود خویش به این درک برسند که به تنهایی و بدون کمک گرفتن از واسطه های بیرونی ، چگونه می توانند نیروی زمین گیر کننده ی استرس را به نیروی بالابرنده و به صورت انگیزه ای دائمی و پایدار برای تلاش تا آخرین لحظه آزمون تبدیل کنند !

این فرایند تبدیل استرس منفی به انگیزش مثبت فرآیندی ذهنی و درونی است و به توانایی ها و تجربیات فرد در کنترل هیجانات شخصی اش بستگی دارد.

 اما سئوالی که این جا پیش می آید این است که چگونه می توان توانایی کنترل استرس را در فردی که خودش را برای کنکور آماده می کند افزایش داد ؟

برای یافتن پاسخ این سوال کلیدی بیاید به یازده خصوصیت برتر افراد موفق در آزمون های زندگی از جمله آزمون کنکور نگاهی بیاندازیم :

1-     افراد موفق می پذیرند  که هر لحظه زندگی شان، اولین لحظه از فرصت های باقیمانده تا رسیدن به هدف است! به زبان ساده تر آنها خود را وامدار و بدهکار گذشته نمی دانند. لحظه الان آغاز زمان باقیمانده تا آزمون است. خیلی ها در مقابل قبول این حقیقت بدیهی مقاومت می کنند اما اگر چند لحظه همه قیل و قال های دنیای اطراف خود را ساکت و خاموش کنید و درست بیاندیشید می بینید زمان حال و اکنونی که همین جا در آن حضور دارید تنها زمان واقعی برای مطالعه کنکور است. اگر قرار است استارتی زده شود همین الان باید این کار صورت پذیرد.

2-     موفق های کنکوراصلا کمال گرا نیستند یعنی نه می خواهند نفر اول کنکور شوند و نه می خواهند تمامی کتابها و تمامی سرفصل ها را مطالعه کنند. هدف آنها والاتر از این چیزهای کودکانه است. آنها می خواهند در کنکور و رشته مورد نظر خود قبول شوند! نفر ممتاز شدن و فخر فروشی به دیگران و نمره زیر صد آوردن و امثالهم برای کنکوری موفق اصلا هدف نیست. هدف او فقط و فقط قبولی در رشته و شهر مورد نظرش است. ممکن است اعتراض کنید و بگوئید کسی که نمره بالا می آورد خود به خود در رشته مورد نظرش هم قبول می شود اما اگر خوب فکر کنید می بینید قضیه دقیقا برعکس است و یک فرد می تواند با واقع بینی و به دور از چشم و هم چشمی و نظر این و آن شهری متوسط و معمولی و نزدیک به محل زندگی خانوادگی خود را انتخاب کند و در رشته مورد علاقه اش هم در سطحی عالی بدرخشد. و همه این ها بدون آوردن نمره فوق عالی و کامل رخ دهد.

3-     موفق های آزمون معمولا  از یک سری محدود و مشخص کتاب های کمکی در کنار کتب درسی استفاده می کنند و آن کتاب ها را با دقت و چندین  بار مطالعه می کنند. چرا که خوب می دانند در زمان مطالعه برای کنکور ،  فرد هشیار کسی است که تعداد کتاب هایی مورد مطالعه را به حداقل موثر کاهش دهد. بدنیست بدانید که این فقط پژوهشگرهای حرفه ای با زمان های باز و نامحدود هستند که مجبورند برای تحقیق از منابع زیادی استفاده کنند نه یک کنکوری با زمان محدود!

4-     قبولی های واقعی کنکور به مطالبی که باید بخوانند به صورت معامله ای و بازاری برخورد نمی کنند.آنها بر حسب تجربه ای عملی خوب می دانند که درس خواندن و مطالعه یک اتفاق خطی و با سرعت ثابت و دائمی نیست. چه بسا در ماه ها و هفته های آخر سرعت یادگیری فرد به چند برابر و حتی چند صد برابر حالت عادی اش برسد. به همین خاطر کنکوری های موفق هیچگاه نمی گویند من 5000 صفحه باید بخوانم و 100 روز وقت دارم پس نتیجه می گیرم که باید تقریبا روزی 50 صفحه مطالعه کنم.

5-     موفق های آزمون استاد کل نگری و نگاه سیستمی و جامع اند. این افراد معولا نظری کلی به تمام موضوع درس از ابتدا تا انتها می اندازند، یعنی نخست خلاصه ها را می خوانند و نمای کلی از مطلب را درک می کنند، سپس به مطالعه تست های مطرح شده در آزمون های سالهای قبل می پردازند، چون می دانند که:

اولا:  معمولا درصد قابل ملاحظه ای از سئوالات در سئوال های مطرح شده در آزمون های قبلی وجود دارد،

  ثانیا:  با مطالعه آزمون های قبلی مباحث مهم و مورد علاقه طراح سئوال برای آنها مشخص می شود .

آنها بعد از تسلط به کلیات درس و تست های احتمالی برآوردی کلی از آنچه باید بیشتر بخوانند بدست می آورند. حال دوباره به درس بر می گردند و به صورت موشکافانه و دقیق تری به مطالعه موضوعات با اهمیت بیشتر می پردازند !

6-     این افراد ترس از فراموش کردن مطالب ندارند چون می دانند فراموشی جزئی از فرایند یادگیری می باشد و باید برای یادگیری مطالب جدیدتر مطالب قدیمی تر را فراموش کنند . آنها برای اینکه بعدا راحت تر بتوانند مطالب فراموش شده را به یاد بیاورند از مطالب و نکات مهم خلاصه برداری می کنند و مطالب و سرفصل های اصلی را به شکل بصری و نموداری ترسیم می کنند !

7-     این افراد یاد می گیرند که از مطالعه کردن و آماده شدن برای کنکور لذت ببرند و آن را دوست داشته باشند زیرا می دانند که راز خوشبختی و موفقیت درزندگی ، دوست داشتن کاری است که مجبور به انجام دادن آن هستند!

8-     این افراد می دانند که در طول دوره آماده سازی برای کنکور اگر وقفه پیش آمد باید در اولین فرصت به مسیر بازگشته و آن را ادامه دهند. آنها توقف های مقطعی را امری طبیعی برای فعالیت های مستمر می دانند. به هر حال مطالعه برای کنکور هم یک  دوره نسبتا طولانی است و به وجود آمدن وقفه در کارهایی که در یک دوره درازمدت صورت می پذیرد برای همه آدم ها امری عادی است و از یک لحاظ جزء لاینفک وجود انسان می باشد !

9-     این افراد می دانند که باید در کنار درس خواندن به ورزش ، تفریحات و کارهای دیگر زندگی نیز بپردازند چون بی تحرکی خود یکی از عوامل اصلی افسردگی است و باعث می شود فرد انگیزه اش را از دست بدهد . آنها می دانند که این دوره نیز قسمتی از زندگی و کارهای روزانه آنها است و نباید باعث اختلال در فعالیت های روزانه و عادی و ضروری آنها شود . زیرا معنی این جمله را به خوبی درک کرده اند : آرامش رهایی از طوفان نیست بلکه آرام زندگی کردن در میان طوفان است .

10-    این افراد نیروی لازم برای روشن نگاه داشتن آتش انگیزه در وجودشان را از درون خودشان می گیرند و هیچگاه اجازه نمی دهند دیگران با حرف ها و ترس های درونی خودشان باعث خاموش شدن شعله های انگیزه آنها شوند !

11-  در اتفاقات یا موقعیت هایی که باعث می شود مشکلی در سر راه آنها پیش می آید بسیار انعطاف پذیر هستند چون می دانند که اگر این اتفاق ها نبود این مسیر دیگر آنقدر زیبایی نداشت و هرکسی می توانست به راحتی از آن بگذرد !

حال با نگاهی  به این یازده خصوصیت از خود بپرسید که آیا  این خصیصه های کلیدی در وجود شما هست یا نه؟ اگر نیست آنها را بدست آورید و اگر هست تقویتشان کنید. برای قبولی تضمینی و حتمی در همه آزمون های زندگی از جمله کنکور داشتن این خصیصه ها جزو ضروریات ابتدایی هستند.این را همه موفق ها می دانند.

نویسنده: حمید کوثری

منتشر شده در مجله موفقیت شماره ۲۵3

همچنین ببینید

وب سایت رسمی حمید کوثری – کارشناس ارشد روانشناسی

ارزش وجودی

دانه ای از یک درخت بر روی زمین در کف جنگل در کنار یک مرداب …

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

*

قالب وردپرس