معماری
سرخط خبرها

هیچ شکفتنی لحظه ای نیست!

عید که می  شود زمین و آسمان رنگ و چهره عوض می کند. این تغییر چهره آن به قدری سریع و شتابدار و به حدی متنوع است که بعضی اوقات در یک شبانه روز می توان بیش از چندین وضعیت آب و هوایی متفاوت ، از آسمان صاف ، تا ابری و بارانی و توفانی گرفته تا حتی تگرگی و برفی مشاهده کرد. تغییرات آب و هوایی در هفته های آغازین بهار آن قدر زیادند که درضرب المثل های کشورهای مختلف خلق و خوهای بی ثبات و ناپایدار به خلق و خوی بهار تشبیه شده است.

در دل این تغییرات متعدد و متنوع ، آدم ها گاهی فریب می خورند و گمان می کنند که همه اتفاقاتی که در آغاز بهار رخ می دهد، حوادثی لحظه ای و ناپایدار و غیر قابل پیش بینی اند و دلیل آن فقط بهار و شرایط آماده جوانه زدن است . مثلا وقتی می بینند دانه ای از خاک سربرآورده و دارد به سمت  آسمان  قد می کشد و با سرعتی باورنکردنی خودش را سبز می کند و برگ می دهد، گمان می کنند این سلسله حوادث همگی تصادفی اند و همینطوری به طور ناگهانی و بدون برنامه ریزی رخ داده اند و علت آن شروع بهار و شرایط مساعد برای جوانه زدن است. اگر درختی شکوفه دهد همه با تعجب می گویند بهار باعث آن شده است و اگر هسته هلویی که تابستان سال گذشته در زمین چال شد ، بشکافد و از دل آن نهال کوچکی پدیدار گردد ، همه می گویند بهار دلیل و باعث این شکوفایی و خود شکفتگی است.

این آدم ها همان هایی هستند که باوردارند می توان با یافتن شرایطی بهاری و مساعد ، ناگهان و بی مقدمه شکفت و قد کشید و در لحظه ای کوتاه به خوشبختی و ثروت و سلامت و توانگری دست یافت. در حقیقت این اشخاص به خاطر ظهور تند و ناگهانی سبزه ها و سبزی ها و برگ ها و شکوفه ها در همه جای طبیعت ، این توهم برایشان پیش آمده است که سبز شدن و شکوفه دادن اتفاقی است تند و سریع و پرشتاب که ممکن است فقط یکبار رخ دهد و شکفتگی نظم یافته و دوره ای و برنامه ریزی شده اتفاقی است که هرگز رخ نخواهد داد. اما آیا واقعا این چنین است؟

****

شکفتن

هیچ شکفتنی لحظه ای نیست! : * شکفتن اتفاقی لحظه ای نیست، فرآیندی متناوب و دوره ای است.

نظام طبیعت ذاتی تکراری و دوره ای دارد. برای همین به آن نظام می گویند. نظم دارد و بر طبق حساب و کتاب خاصی عمل می کند. چرخش فصولِ سال و آمدن پشت سرهم بهار و تابستان و پائیز و زمستان و دوباره آمدن بهار بعدی حکایت از تولد و رشد و مرگی متوالی و پی دری پی دارد که هر مرحله از آن به مرحله قبلش وابسته است. نام این سلسله تغییرات پیوسته و مستمر را فرآیند زندگی گذاشته اند و شکوفه دادن فقط یکی از اتفاقاتی که در بخشی از این فرآیند متناوب و دوره ای می تواند رخ دهد.

وقتی در آغاز فصل بهار ، رشد و سرزدن ناگهانی هزاران سبزه و گیاه را از دل زمین یخ زده و سرد می بینیم نباید گمان کنیم که این تغییر چهره حیرت انگیز طبیعت به یکباره رخ داده است. همه دانه ها و ریشه هایی که با آمدن بهار لباس  سبز برتن می کنند از مدت ها پیش در دل خاک سرد و یخ زده زمستان منتظر نوبت خود برای انجام ماموریت شان بوده اند. دانه سفت و سخت هلوی تابستانی ، برف و باران و یخبندان زمستان را از سرمی گذراند و حسابی خیس می خورد تا برای ایفای نقش خود در صحنه سینمای بهار آماده باشد. و لحظه ای که شروع به شکفتن می کند ابتدا باید هسته سفت و سخت خود را بشکافد و سپس خاکی که در زیر آن مدفون شده است را کنار بزند تا لایق استفاده از نور خورشید شود ، خود این دانه خوب می داند که قصه همینجا تمام نمی شود و باید مسیر را تا آنجایی که به تولید هسته دیگر منجر شود ادامه دهد . این هسته متعلق به هلویی است که پیش از این شکوفه بهاری درخت هلوی دیگری بوده و آن درخت هم چندین سال قبل نتیجه شکفته شدن و نهال و درخت شدن هسته هلوی درخت دیگری بوده است. این زنجیره متناوب و دوره ای با نونهال هلوی جدید ادامه دارد و اگر ما در یک روز بهاری نهال کوچک هلویی می بینیم هرگز نباید تصور کنیم همینطوری ناگهانی و بی مقدمه این نهال  پیش پای ما سبز شده است و کارش همینجا تمام می شود.

باید به جای اعتقاد به اتفاقات تصادفی لحظه ای ، فرآیندی بودن و نظم و حساب داشتن و تناوبی بودن رخدادهای عالم را باور کنیم. غیر از این عمل کنیم نه بهار را شناخته ایم و نه می توانیم در زمستان ها و تابستان های زندگی خود طاقت سرما و گرما بیاوریم و در پائیز ها از دست دادن داشتنی ها را تحمل کنیم. باید یاد بگیرم که زمانی که تصمیم به رشد گرفتیم ابتدا باید از پوسته سفت و سخت خودمان بربیایم و سپس برای رسیدن به نور خورشید تلاش کنیم و یادمان نرود زمانی که لایق استفاده از نور خورشید شدیم قصه همینجا تمام نمی شود !

* دانه مرده ، هزاران بهار هم که فرا رسد سبز نمی شود.

دانه اگر می خواهد جوانه زند و از خاک بیرون زند و به سوی آسمان بالا رود باید بپذیرد که برای این اتفاق زیبا و باشکوه ، چیزی غیر از بهار و شرایط بهاری لازم است. باید در وجود خود استعداد و آمادگی لازم برای نهال شدن را داشته باشد. اگر دانه را در آب جوش به مدت طولانی بجوشانید  و بعد آن را در مرغوب ترین خاک دنیا بکارید و بهترین بهار را هم برایش هدیه بفرستید باز هم محال است که این دانه شکفته شود و جوانه زند. دانه مرده دانه ای است که باور به رشد و باروری را در خود از دست داده و به پیام سبز شدن هزاران بهار هم جواب نمی دهد! اساسا نمی تواند چنین کند. چرا که زنده نیست تا بتواند پاسخ دهد. او بخشی از خاک است و به زودی خوراک موجودات درون خاک می شود.

همین اتفاق هم برای انسان هایی صادق است که با باورهای غلط خویش گمان می کنند با بی عملی و بیکاری و فقط قرار دادن خود در معرض شرایط مناسب ، بدون داشتن بنیه و قابلیت های اساسی می توانند رشد کنند و به جایی برسند. حال آن که چنین نیست. بهار متعلق به دانه های سالم ، مستعد رشد و بزرگ شدن و امیدوار و معتقد به اینکه می توانند رشد کنند است. دانه های عقیم دیر یا زود می فهمند که بهار فقط بهانه ای است برای سرزدن و سربلند کردن ، وگرنه دانه مستعد رشد با اعتقاد راسخ به توانایی اش در هر شرایط مناسبی ( مثلا فضای کنترل شده یک گلخانه) قرار گیرد ، چه بهار باشد چه زمستان ، بلافاصله جوانه می زند و قدرت رشد و سبز شدن خود را به نمایش می گذارد. زنده بودن و باور به توانستن بیشتر از بهار برای جوانه زدن ضروری است.

* دانه سیب نهال سیب می دهد و دانه انار نهال انار!

دانشمندان اسمش را گذاشته اند اطلاعات ژنتیکی! پیام هایی پنهان در ساختار مولکولی هر موجود زنده که نسل به نسل در طی میلیون ها سال حیات منتقل می شوند. دانه سیب مطابق تقدیر خود ، براساس یک فرآیند مقید به زمان ، نهایتا به درخت سیب تبدیل خواهد شد. برای تبدیل شدن هر دانه به میوه، زمان مشخص و تعریف شده ای لازم است. هر چیز در زمان خودش رخ می دهد. به زور و با تحمیل هزاران باران بهاری نمی توان درختان را وادار کرد تا زودتر از وقت میوه دهند. می گویند باغبان حتی اگر باغش را غرق آب کند باز هم هیچ درختی خارج از فصل خود میوه نمی دهد. دانه سیب تقدیرش تبدیل شدن به درخت سیب است. بهار و تابستان به واقعی شدن این تقدیر کمک می کنند. بهار نمی تواند هیچ دانه سیبی را وادار به تبدیل شدن به انار کند. این از قدرت بهار خارج است. درخت سیب شدن دانه سیب به چیزی در عمق وجود سیب بر می گردد.

می گویند خیلی از کسانی که از چهره خود بیزارند ، وقتی بعد از چندین  عمل جراحی زیبایی به چهره متفاوتی که باور به زیبایی آن دارند دست می یابند ، با گذر زمان دچار فراموشی می شوند و پس از مدتی باورشان می شود که این چهره جدید چهره واقعی آنهاست. اما همین افراد وقتی اولین فرزندشان دنیا می آید تازه می فهمند که لو رفتن اطلاعات ژنتیکی یعنی چه؟

باید ذات و حقیقت وجود خود را بشناسیم و بپذیریم. اگر بهار آمد و دانه بغل دستی ما را به نهال انار تبدیل کرد و ما گل بنفشه ای بیش نشدیم نباید گله مند بهار باشیم. آمدن ما به این دنیا تصادفی و بی حساب نبوده است. هر موجودی ماموریتی دارد و برای انجام این ماموریت خصوصیات خاصی در او قرار داده شده است. بهار فقط استعداد فطری و خصوصیات پنهان در وجود ما را آشکار می سازد. کار دیگری از او برنمی آید.

* بعد از ما حتما یک بهار هست که دیگر نمی بینمیش !

این بهار که بگذرد بی هیچ وقفه و درنگی تابستان می آید و بلافاصله بعد از آن پائیز و زمستان از راه می رسند. 365 روز بعد دوباره همین جا هستیم با بهاری جدید که طراوت ها و لطافت های تازه تری را همراه می آورد. در آن بهار جدید دانه های جدیدی برای سراز خاک برآوردن صف می کشند و وارد صحنه می شوند. دانه هایی که حاصل میوه های دانه های بهاران گذشته و از جمله بهار الآن بوده اند. اگر در بهار امروز درنگ کنیم و به آن بچسبیم ، فرصت رسیده شدن و بزرگ شدن و میوه دادن را از دست می دهیم. چسبیدن به بهار الان و رها نکردن آن حتی وقتی می گذرد و به گذشته می پیوندد ما را از زیبایی تابستان و جلوه شکوهمند پائیز محروم می سازد. باید هم پای بهار گرم شویم و بعد زمستانی شدن را تجربه کنیم. تنها با این هم پا شدن است که می توانیم بهاران بعد از این را هم ببینیم. بعد از ما حتما یک بهار دیگر می آید. اگر در خاطره این بهار درجا بزنیم و آن را به تابستانی که می آید پیوند نزنیم. اگر تکرار و تناوب و دوره ای بودن فصل ها را باور نکنیم و برای رها کردن لحظات، خودمان را آماده نکنیم. مطمئنا بهار بعد را دیگرنخواهیم دید. اما اگر سیال بودن و همگام لحظه ها جلو رفتن را بپذیریم. مسلما بخشی از وجود ما تا آینده هایی بسیار دور بهار را مکرر خواهد دید. این همان بخشی است که پیش از این بهارهای گذشته را دیده و خودش را به ما رسانده است.همان بخشی است که باعث می شود دانه سیب همیشه میوه سیب دهد.

نویسنده: حمید کوثری

منتشر شده در مجله موفقیت شماره ۲۵5

همچنین ببینید

وب سایت رسمی حمید کوثری – کارشناس ارشد روانشناسی

ارزش وجودی

دانه ای از یک درخت بر روی زمین در کف جنگل در کنار یک مرداب …

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

*

قالب وردپرس