معماری
سرخط خبرها

همسران ناسازگار – تاثیرگذاری بدون دخالت و قضاوت اما موثر

زندگی مشترک شیرین ترین بخش از چرخه زندگی یک انسان به حساب می آید، اما آب و هوای این بخش از زندگی شباهت زیادی به آب و هوای سیاره زمین دارد!؟ یعنی گاهی آفتابی است و مملو از گرمای محبت و عشق و گاه ابری است و پر از ابرهای تیره رنجش ها و غم هاست. اندک زمانی توفانی ست و گهگاه رگباری گذرا از گلایه ها و ناسازگاری ها از آسمان آن عبور می کند!

 غالب ما این باور نادرست را در ذهن داریم که زندگی عاشقانه آن زندگی است که هیچ اثری از ناسازگاری و دلخوری در آن نباشد.، اما به راستی اگر توفان نمی بود دریا موج برمی داشت و بعد از توفان آرامش دریا ما را آرام می ساخت؟

ناسازگاری ها و دلخوری ها و گاه حتی مجادلات و جر و بحث ها جزیی جدا ناشدنی از شیرینی زندگی هستند.  به طور طبیعی وقتی انسان کسی را دوست داشته باشد ، از او توقعاتی دارد و حتی می شود گفت که غالبا از او بیش از دیگران هم توقع دارد و هنگامی که انتظاراتش  برآورده نمی شود ، خاطرش می رنجد و استارت کدورت و ناراحتی زده می شود!

اختلافات و جروبحث های زناشویی دلایل مختلفی دارند ، که دلیل اصلی و عمده آنها تفاوت های فرهنگی بین زن و مرد است . نداشتن مهارت های ارتباطی و توانایی حل مسائل زندگی در وجود زن و شوهر را می توان یکی دیگر از عوامل بروز اختلافات زناشویی دانست. همچنین تعریف  اختصاصی و فردی زن و شوهر از ارزش ها هم سبب اختلاف می شود و امکان دارد آنچه که برای یکی از طرفین با ارزش باشد برای همسرش موضوع مهمی به نظر نیاید و برعکس امری معمولی و پیش پا افتاده تلقی شود و از همین مساله کوچک جرقه جروبحث های بزرگ زده شود.

 یکی دیگر از علل رایج مشاجرات و دعواهای زناشویی ، تلاش برای کنترل کردن و تغییر دادن رفتارهای یکدیگر توسط زوجین است، وقتی یکی از همسران درصدد تغییر رفتار و کنترل شریک زندگی اش برمی آید، به طور ناخودآگاه باعث می شود همسرش در مقابل او از خود مقاومت نشان دهد و در مقابل وی بایستد و مشاجره شکل بگیرد.

در صورتی که شخصیت هر یک از همسران چه زن و چه مرد از لحاظ احساسی رشد کرده و به بلوغ رسیده باشد ، آنها هنگام مواجهه با این چالش ها واکنش هایی منطقی تر و پخته تر از خود نشان می دهند و با رعایت خط قرمزهای یکدیگر مانع از گسترش و عمیق شدن مشاجرات می شوند.در این مواقع اختلاف خود را نشان می دهد اما مانند یک رگبار بهاری به سرعت می رود و غبار رنجش ها را شسته و در اندک زمانی خورشید درخشان محبت و عشق دوباره بین طرفین ظاهر می گردد.  معمولا این چنین همسران بالغ و رشد یافته، هیچگاه مشاجرات و جدال های خود را در حضور دیگران انجام نمی دهند و در خلوت  مشکل خود را با همسر خویش مطرح می کنند و به صورت توافقی برای آن راه حل مناسب را پیدا می کنند.

اما اگر زن و شوهر شخصیتی رشد نایافته داشته باشند و مهارت های ارتباطی و حل مسئله و مدیریت تنش درآنها وجود نداشته باشددر این موارد معمولا شاهد بروز اختلافات زناشویی همراه با مشاجرات شدید در حضور جمع و یا حداقل یک شخص سوم خواهیم بود . متاسفانه نکته ای که در این مواقع باید توجه کرد این است که گاهی اوقات این مشاجرات به صورت نمایشی و عمدی از سوی یکی از زوجین  صورت می گیرد تا پای ناظر سوم به مشکلات خانوادگی آنها باز شود و بدینوسلیه  امکان جلب توجه دیگران و مظلوم نمایی برای آن فرد فراهم شود تا به شکلی احساس همدردی ناظر یا حس جانبداری او جلب گردد.

در فیزیک کوانتوم جمله مشهوری است که می گوید که الکترون ها در حضور ناظر رفتاری متفاوت از خود نشان می دهند. حال در نظر بگیرید رفتار زوجین به عنوان یک انسان با بدنی شامل میلیاردها میلیادر الکترون، در حضور شخص سوم چه اندازه نسبت با زمانی که آن دو نفر با یکدیگر تنها هستند تغییر خواهد کرد ! جالب است بدانید که بسیاری از همسران ناسازگار با وجودی که ممکن است در مهارت های ارتباطی و مدیریت تنش به بلوغ نرسیده باشند بازهم برای سازش با یکدیگر روشی انحصاری و حتی نادرست و نامناسب را بین خود پیدا کرده اند که معمولا وقتی تنها هستند به راحتی و به سرعت با هم آشتی می کنند، اما همین زوجین وقتی نفر سوم وارد گود می شود هرگز حاضر به آشتی نمی شوند.

حال سوال این است که اگر به عنوان یک ناظر در جریان یک جدال زناشویی قرار گرفتید و یا مثلا به درخواست هریک از طرفین به عنوان داور پا به عرصه دعوای زناشویی  گذاشتید با علم به اینکه ممکن است در نهایت شما به عنوان مسئول و عامل اصلی مشکل شناخته شوید چه از دست شما برمی آید؟

اولین توصیه ما به شما این است که اگر به عنوان ناظر در جریان یک مشاجره یا جروبحث زناشویی قرار گرفته اید ، حتی اگر این مشاجره بین برادر شما با خانمش و یا خواهر شما با همسرش بود سعی کنید طوری وانمود کنید که در صحنه دعوا نیستید و ساکت بمانید. در این مواقع هیچگاه از هیچ کدام از طرفین دفاع نکنید و سعی کنید به هر بهانه ای که شده مثلا پاسخ دهی به یک تلفن ضروری از محیط مشاجره  خارج شوید و حتی به برادر یا خواهر خودتان این اطمینان را بدهید که به خاطر تلفن ضروری و مشکل شخصی مجبور به ترک محل هستید و این فرار شما ربطی به دعوای آنها ندارد! مطمئن باشید هرچه باشد آنها زن و شوهرند و خودشان راه حلی برای حل مشکل خودشان پیدا خواهند کرد ! همیشه چنین بوده است. آن ضرب المثل قدیمی زن و شوهر دعوا کنند ابلهان باور کنند نیز برای همین مواقع ساخته شده است. جان کلام این که خیلی از دعواهای زناشویی را جدی نگیرید چون از دید بعضی نمک زندگی است و بدون حضور شما به عنوان ناظر سوم به راحتی قابل رفع و رجوع است.

همسران ناسازگار

اما اگر درگیری جدی شد و  به درخواست یکی از طرفین به عنوان مشاور وارد ماجرا شدید توجه به چند نکته اساسی بسیار مهم است:

  •     دیوید گلدارد در کتاب آموزش اصول مشاوره فردی به عنوان اولین سئوال از خواننده کتاب می پرسد چرا می خواهید مشاور شوید ؟ او انگیزه و هدف شخص را از مشاور شدن زیر سئوال می برد و می گوید ابتدا هدف خود را مشخص کنید و ببینید آیا دخالت شما در دعوای خانوادگی واقعا برای حل مشکل زناشویی آنهاست یا ارضای نیاز فضولی یا خودنمایی خود شما!؟ از خود بپرسید آیا من شرایط ، دانش و آگاهی لازم را برای مشورت دادن در اختیار دارم و آیا اساسا خودم به سطحی از بلوغ فکری و توانمندی حل مساله رسیده ام که در موضوعی چنین جدی نقش داور را ایفا کنم؟ در این مورد با خود صادقانه برخورد کنید زیرا نتیجه حاصل می تواند در انتها بسیار وحشتناک تر از آن چیزی باشد که حتی تصور کنید.
  •     برخلاف تصور عموم، مشاوره امری بسیار تخصصی است و اگر مشاوره زناشویی توسط یک کارشناس و متخصص خبره و با تجربه این رشته صورت نگیرد پیامدهای بسیار ناگواری خواهد داشت ! بنابراین هیچگاه مشاور نشوید. توجه داشته باشید که حتی پرسیدن یک سئوال ساده از سوی شما می تواند مشکلی بزرگ را استارت بزند. برای مثال اگر شما بر اساس گفته های یکی از زوجین از دیگری بپرسید که “چرا نسبت به همسرت تنفر داری؟” شما با همین سوال، قبل از اینکه از احساسات اصلی طرف دیگر با خبر شوید به او این نکته را القاء کرده اید که او از همسرش متنفر است و حالا باید به دنبال دلایل تنفرش بگردد. حال آنکه ممکن است او اصلا از همسرش متنفر نباشد و حتی او را شدیداً هم دوست داشته باشد. یک متخصص حوزه روانشناسی و آشنا به اصول مشاوره معمولا این سئوال رابه این شکل می پرسد که:” می توانی با من در مورد احساسات خودت نسبت به همسرت صحبت کنی ؟” . نتیجه این که اگر قصد دخالت و بهبود زندگی یک زوج ناسازگار را دارید به جای نشستن سریع روی صندلی مشاور ، خود را کنار بکشید و به عنوان اولین گام به دنبال یک متخصص مشاوره بگردید و او را به آنها معرفی کنید.
  •      انسانها در برخورد با واقعیات  زندگی ، واقعیت را آنگونه که دوست دارند می بینند و آنگونه که می خواهند تفسیر می کنند. در این مواقع ممکن است در بیان یک واقعیت بخش هایی از آن را بزرگتر از حد معمول و بخش هایی که برایشان ناخوشایند است و همراستا با  خواسته ها و احساساتشان نیست را کوچکتر نشان دهند و یا حتی حذف کنند.  قسمتی از ماجرا را هم ممکن است بدون تغییر بیان کنند . پس زمانی که پای صحبت هریک از زوجین قرار گرفتید چه فرزند شما باشد یا خواهر و برادرتان به حرف هایشان با دقت  گوش بدهید و او را همان گونه که ادعا می کند بپذیرید، اما در عین حال تا زمانی که با نفر دوم صحبت نکرده اید هیچگاه قضاوت نکنید ! مطمئن باشید که ممکن است واقعیت آنگونه که شما از زبان یکی از زوجین می شنوید نباشد و در اکثر موارد هم واقعیت چیز دیگری است.
  •      از انتقال صحبت ها و دلخوری هایی که زن و شوهر در مورد یکدیگر برای شما بیان می کنند به طرف دیگر خودداری کنید.  به طور طبیعی وقتی انسان از شخصی ناراحت است برای اینکه خود را تسکین دهد و این احساس را تقویت کند که شخص مقابلش به او ظلم کرده و همچنین به دلیل نگرش منفی که به صورت موقتی و به خاطر دلخوری اش بدست آورده، شروع به یادآوری و بازگویی جنبه های منفی و بزرگ کردن آنها می کند و حتی جنبه های مثبت شخص را به کلی نادیده می گیرد . اما بعد از گذشت مدتی کوتاه و رفع دلخوری این واکنش و مکانیسم از بین می رود! نقل قول این جملات منفی برای دیگری می تواند برای همیشه فرصت آشتی را از بین ببرد و یا در نهایت از شما یک چهره دهن لق و غیر قابل اعتماد بسازد. برعکس از هرکدام از زوجین بخواهید با یادآوری جنبه های مثبت همسرش و روزهای خوشی را که با او داشته دوباره مساله ای که پیش آمده را مورد بازبینی قرار دهد.
  •     توجه داشته باشید هر زمان که یکی از زوجین ناراحتی خود را در مورد رفتار طرف مقابلش بیان کرد شما اجازه ندارید او را تائید کنید و بگوئید ” آره تو راست می گویی من هم این رفتار را از او دیده ام” یا آن را اینگونه رد کنید  ” نه تو اشتباه می کنی من این رفتار را در او ندیده ام”. حتی نباید آن را به صورت یک رفتار کلی به تمام زن ها و مردان عالم تعمیم دهید. مثلا هرگز نگویید “همه مردها یا همه زن ها اینگونه هستند!”.  گاهی اوقات یکی از زوجین می خواهد فقط با شما حرف بزند و اصلا به دنبال راه حل نمی گردد مواظب باشید با بیان نظر خود باعث بوجود آمدن باوری نادرست در او نشوید .
  •      دیل کارنگی در کتاب آیین دوست یابی خود یکی از عوامل تاثیرگذار در یک رابطه را میزان حق دادن به خود و طرف مقابل می داند! دریک مشاجره زناشویی یکی از طرفین معمولا خودش را صاحب حق می داند و بر این باور است که حق او ضایع شده یا نادیده گرفته شده است. شما می توانید به زوجین یادآوری کنید که شاید طرف مقابل هم تا حدودی حق داشته باشد. از او بخواهید بنشیند و با خودش بیاندیشد که نکند جایی چیزی را نادیده گرفته است و این امکان وجود داشته باشد که همسرش هم تا حدودی حق داشته باشد!  می توانید بگویید “یعنی او ممکن نیست هیچ حقی داشته باشد ؟” و از او بخواهید به سئوال شما پاسخ ندهد و فقط به آن فکر کند.
  •      توجه داشته باشید در یک زندگی زناشویی اگر یکی از طرفین بتواند مهارت های ارتباطی ، تکنیک های حل مسئله و مدیریت تنش را در یک رابطه ، در وجود خود پرورش دهد می تواند به طور نامحسوس تنش موجود در یک مشاجره را کنترل کند و باعث شود آرامش به رابطه آنها بازگردد ! معمولا دو نفر هنگامی که در یک رابطه قرار می گیرند رفتاربازتابی پیدا می کنند، یعنی اگر یکی از آنها بذر دشمنی بکارد دیگر نیز رفتاری خصمانه از خود نشان می دهد و همچنین در مقابل رفتاری دوستانه طرف مقابل دست دوستی دراز می کند!  پس اگر ناپختگی و عدم بلوغ را در رفتار زوجین مشاهده می کنید در صورت امکان هردوی آنها را و در صورت عدم امکان حداقل یکی از آنها را تشویق کنید که مهارت ها و تکنیک های ارتباطی ، حل مسئله و مدیریت تنش را با کمک یک روانشناس در خود پرورش دهد.
  •      تلاش کنید که هیچگاه ارتباط زوجین با یکدیگر قطع نشود. هرگز وسیله ارتباطی بین دو زوج نشوید . از آنها بخواهید ابتدا به خود اجازه دهند تا هیجانات شان فروکش کند زیرا انسان وقتی در اوج هیجان است ، رابطه بین قشر فوقانی مغز با قسمت های مغز میانی قطع می شود و این امر سبب می گردد که فرد رفتارهای بدون فکر و کاملا احساسی از خود نشان دهد . باید زوجین به خود و همسرشان زمان دهند و تلاش کنند  که خود را آرام سازند و بعد از فروکش کردن احساسات و با در نظر گرفتن مواضع طرف مقابل، مصالحه و مذاکره را آغاز کنند.
  •      هنگامی که زوجین جهت حل مشکل به گفتگو با یکدیگر می پردازند و یکی از آنها شروع به بیان مساله می کند دیگری تلاش می کند در همان لحظه پاسخ او را بدهد و از خود دفاع کند. باید توجه کرد حضور شخص سوم و دیگران نیز می تواند باعث بالا گرفتن همین گفتگو شوند و این عوامل باعث می شوند مسیر گفتگو تغییر کند و تبدیل به مشاجره ای دیگر شود. می توانید از طرفین بخواهید برای یکدیگر نامه بنویسند و فقط خودشان نامه ها را از یکدیگر تحویل بگیرند و بخوانند ! نامه نوشتن در برخی از مواقع برای آرام شدن جو سنگین حاکم در رابطه بسیار مفید است. از آن جهت که قبل از خواندن نامه توسط زوجین، چند بار احساسات و عقایدی که بر روی کاغذ نوشته می شود ، خوانده شده و جملاتی که بار منفی دارد، اصلاح می شود و هریک از طرفین در پاسخگویی به اتهامش وقت کافی دارد در نتیجه روند حل مسئله و پایان پذیری مشاجره سریع تر می شود .
  •      اگر در زندگی مشترک خط قرمزهای هر یک از زوجین به طور واضح و آشکار مشخص نشده باشد و هر یک از طرفین بر این باور باشد که به طور ضمنی طرف مقابل می داند خط و مرزهای زندگی مشترک کجاست، دچار اشتباه بزرگی شده است . همین نامشخص بودن مرزهای زندگی مشترک  باعث می شود که شخص مقابل به راحتی از خط قرمز ها عبور کند و رفتارهای ماننده  هوسبازی ، اعتیاد و حتی وابستگی شدید به خانواده اش را نشان دهد . در این شرایط باید از طرفین خواست که پای میز مذاکره بنشینند و یکبار برای همیشه خط و مرزهای خود را آشکارا مشخص کنند و بدانند گذر از خط قرمزها چه عواقبی را به دنبال خواهد داشت!
  •       نمی شود گفت جدایی بدترین راه یا بهترین راه ممکن است. بسته به شرایط و موقعیت باید با آگاهی و دقت کامل به این موضوع به عنوان آخرین گزینه نگاه کرد . اگر یکی از طرفین زندگی عادت به تخطی و شکستن مرزهای زندگی مشترک دارد و دیگری بر این باور است که دست و پا زدن بی فایده است و نمی توان هیچ کاری انجام داد و باید تسلیم شد و  رفتار ناپسند وی را تا ابد تحمل کرد، باید این فرد تسلیم بداند که دارد خود را فریب می دهد و مطمئنا در آینده ای نه چندان دور با فرسایش انگیزه و توان جسمی و ذهنی اش  از زندگی خسته می شود، و کل عمر و انرژی حیاتی خود را بر باد می دهد. هر انسانی فقط یکبار فرصت زنده بودن دارد و به راستی چرا باید تنها فرصت زندگی را با تحمل رفتارهای نابهنجار یک شخص دیگر به تباهی کشاند ؟

قبل از اینکه تصمیم به جدایی گرفته شود باید شخص تمام تلاش هایی که ممکن است باعث حفظ و بهبود زندگی اش شود را انجام دهد زیرا این امکان وجود دارد که حتی فکر کردن به گزینه طلاق سبب شود تمامی راه های ممکن برای بازگشت از بین برود ؟ شخص باید با آگاهی از آینده و اتفاقاتی که احتمال دارد بعد از جدایی رخ دهد تصمیم به جدایی بگیرد . پس همواره از فرد بخواهید که به عواقب جدایی فکر کند و حتما در این مورد خاص با یک روانشناس خبره مشاوره کند .

اما در نهایت باز هم یادآور می شویم که آسمان زندگی زناشویی درست مثل آسمان آبی سیاره زمین  است. هرچه آب و هوایی متنوع که تصور کنید در هر دو آسمان وجود دارد. مهم این است که مانند زمین صبور باشید و توفان ها و رگبارهای آسمان را در پائیز و زمستان جدی نگیرید. همیشه بعد از هر زمستانی بهار و تابستانی لطیف و زیبا منتظر ماست. همه زوج هایی که سالیان سال با هم زندگی مشترک موفقی داشته اند هزاران خاطره از روزهای توفانی و رگباری و آفتابی زندگی خود دارند و جالب این جاست که از همه این خاطرات با شادی و عشق یاد می کنند. برگ برنده زوج های موفق این است که ناسازگاری های جزیی را زیاد جدی نمی گیرند.

نویسنده: حمید کوثری

منتشر شده در مجله موفقیت شماره ۲۵8

همچنین ببینید

وب سایت رسمی حمید کوثری – کارشناس ارشد روانشناسی

ارزش وجودی

دانه ای از یک درخت بر روی زمین در کف جنگل در کنار یک مرداب …

یک دیدگاه

  1. سلام
    خیلی تاثیر گذار بود و نکات جالبی را بیان می کرد

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

*

قالب وردپرس