معماری
سرخط خبرها

معیار هوش فرد عمل اوست!

عمل معیار واقعی هوش است. کسی که مدعی است باهوش است باید فهرست کارهایی که انجام داده را ارائه دهد. در حقیقت همیشه آدم ها را بر اساس کارهایی که انجام داده اند ارزیابی می کنند ، نه آنچه گمان می کردند و یا قصد انجامش را داشته اند.

گورستان ها پر است از خواسته هایی که قرار بوده انجام شود اما به دلایلی عملی نشده است. قبرستان ها بزرگترین انبار آرزوها ست. آرزوهایی که هرگز فرصت عملی شدن پیدا نکرده اند. بنابراین اگر کسی بخواهد به افکارو باورها و خواسته هایی که در سر داشته افتخار کند باید دست او را گرفت و به گورستان برد و تک تک آنها که زیر خاک خوابیده اند را نشانش داد و به او گفت:” ببین همه صاحبان این قبرها مثل تو دنیایی از آرزو را با خود حمل می کردند. اما فقط مالک آن آرزوهایی هستند که انجامشان داده اند. بابت همان کارهایی که کرده اند هم در آن دنیا سوال می شوند. به هیچ کس بابت آرزوهایی که داشته و عملی نشده اند، مزدی پرداخت نمی شود.

کسی که مدعی است به چیزی باور دارد باید بلافاصله و بدون هیچ درنگی برای عملی ساختن باور خود به تلاش برخیزد. باید راهی پیدا کند که او را به باورش برساند. اگر این راه وجود نداشته باشد آن را بسازد و خلق کند. این چنین باوری واقعی است. وگرنه وقتی کسی مدعی گرفتن تصمیمی شود و برای اجرایی ساختن آن هیچ حرکتی انجام ندهد و هیچ کاری نکند، او هرگز تصمیمی نگرفته است و ادعایش باطل است.

چیزی که آن را هوش و زیرکی و زرنگی می نامند، چیزی جز جرات عمل و انجام کار نیست. یک تکنسین که می تواند یک اتومبیل را تعمیر کند و قطعات معیوب آن را تعویض کند و در صورت نبود قطعه معادل آن را بتراشد و بسازد، این تکنسین به مراتب باهوش تر از مهندس و دکتری است که فقط در ذهن خود دانش ساخت خودرو و تعمیر را دارد و پای میدان عمل هیچ کاری از او برنمی آید. شاید این واقعیت به مذاق خیلی ها خوش نیاید اما حقیقت تلخ است وباید پذیرفت که آن چه هوشمندی و لیاقت فرد برای زندگی برتر و موفقیت آمیز را ثابت می کند میزان عملی است که در راستای هدفش انجام داده است.

کدبانویی که صدها کلاس آموزش آشپزی دیده وطرز پخت انواع غذاهای وطنی و خارجی را بلد است مادامی که این دانش و مهارت خود را به صورت عملی و اجرایی نشان ندهد به مراتب ارزش واهمیتش کمتر از پیرزن روستایی است که با حداقل امکانات یک آش معمولی می پزد تا شکم همه را سیر می کند. آن کدبانو حتی اگر صدها گواهینامه بین المللی سرآشپزی را هم روی دیوار ردیف کند باز هم در عمل تا وقتی دست به قابلمه نبرد و غذایی نپزد نمی تواند مزدی بابت غذاهایی که در ذهن دارد ، دریافت کند. این عمل و کار است که به افکار و باورها قابلیت آشکار شدن و واقعی شدن و دیده شدن می بخشد.

از این به بعد به فردی که مدعی هوش و زرنگی است بگوئید به صورت عملی جلوه ای از استعداد ادعایی خودش را نمایش دهد. اگر خود را مکانیکی خلاق می داند از او طرح اجرایی خودرویی را بخواهید که راه برود و سواری دهد. اگر مدعی داشتن دانش راه و ساختمان است از او جاده و خانه ای بخواهید که سرپا و قابل استفاده باشد. اگر نمی تواند چنین جلوه عملی از دانش و هوشمندی اش ارائه دهد او را جدی نگیرید و رهایش کنید.

قرن کنونی قرن کنار گذاشتن محفوظات و بی ارزش شدن حفظیات است. کسی که مدعی است نابغه است فقط به خاطر اینکه موفق شده بیست کتاب هزار صفحه ای را در ذهن خود حفظ کند ، در قرن کنونی ارزش اش به اندازه یک سی دی معمولی یا یک حافظه ضعیف فلش است که می تواند صدها کتاب را با دقت و کیفیتی فوق العاده به صورت دائمی و ماندگار درون خودش نگه دارد. در قرن حاضر دیگر نبوغ و زرنگی برنده شدن در بازی شطرنج نیست! بازی های شطرنج کامپیوتری در سطوح پیچیده مختلف می تواند حتی قهرمانان بزرگ شطرنج را زمین گیر سازند. قرن بیست و یک قرن خلاقیت و نوآوری است. و صاحبان این قرن کسانی هستند که بتوانند از این دانش وسیع و در دسترس ، بخش های ضروری را استخراج کنند و به کمک آن چیزی که می خواهند را بسازند و عملی سازند. دیگر نگه داشتن اطلاعات نشانِ دانشمندی نیست. انجام کارهای تکراری با سرعت زیاد هم نبوغ محسوب نمی شود. باهوش در قرن بیست و یک کسی است که بتواند از توانمندی فنآوری در دسترس بشر کنونی، برای خلق محصولات و خدمات جدید استفاده کند. نوآفرینی و نوآوری و ابتکار آن هم به صورت عملی و قابل عرضه و واقعی در عصر کنونی است که هوش و نبوغ قلمداد می شود.

باید تصور غلط ارزشمندی “فکرهای بدون عمل” یکبار برای همیشه باطل اعلام شود. باید خیال پردازی و تجسم رویاهای بزرگ بدون این که نشانه عملی آن در رفتار و کردار شخص آشکار شود به سخره گرفته شود. باید به کسانی که حرف هایشان با کردارشان نمی خواند، خندید. کسی که حرفی می زند و با عمل خود آن حرف را اثبات می کند او قابل اعتماد تر از کسی است که فقط حرف می زند و متفاوت رفتار می کند و انتظار دارد دیگران به حرف های او عمل کنند.

انسان ها آرزوهایی نیستند که دارند، حرف هایی نیستند که می زنند، باورهایی نیستند که در سر می پرورانند! انسان های کارهایی هستند که انجام می دهند. هر انسانی با کاری که انجام می دهد هویت می یابد. شاید برای همین است که در بسیاری از کشورها وقتی از فرد در مورد هویتش سوال می کننداول  شغلش را سوال می کنند و شاید به همین دلیل است که نام خانوادگی و لقب بسیاری افراد در سراسر دنیا  همان شغل و کاری است که انجام می دهند.

معیار هوش

عمل کردن خیلی مواقع جواب نمی دهد اما همین کار بی جواب به مراتب از بی کاری و دست روی دست گذاشتن ارزشمند تر است. دست به اقدام زدن بسیاری اوقات نتیجه اش خوشحال کننده نیست. اما باید دانست که بدون عمل کردن خوشحالی هرگز وجود نخواهد داشت. شادی و رضامندی در حین عمل است که ظاهر می شود و وجود فرد را فرا می گیرد. اگر کسی می خواهد استعدادهای نهفته و پنهان وجودش را کشف کند باید وارد میدان عمل شود. اگر می خواهید بدانید واقعا کی هستید و چه توانایی هایی دارید، دست به عمل بزنید. کاری انجام دهید. کار زنگار را از وجودتان پاک می کند و شمای واقعی را تعریف می کند. کاری که انجام می دهید اعتماد به نفستان را می سازد. شجاعت و شهامت شما فقط در طول انجام عمل است که آشکار می گردد. برعکس تصور همگان که گمان می کنند علت انجام ندادن خیلی از کارها توسط افراد ترس و وحشت آنهاست باید گفت که برعکس ترس و دلهره زاییده بی کاری و بی واکنشی است. کسی که اهل کار است و از انجام عمل ابایی ندارد ، ترسی هم ندارد. ترس زمانی خود را نشان می دهد که فرد از عمل می گریزد وبه دنیای خیال و توهم پناه می برد. ترسوها کسانی هستند که فقط فکر می کنند. هر چه میزان فرار یک شخص از عمل و اقدام بیشتر شود، ترس و هراس اونیز بیشتر می گردد و در نتیجه زودتر تسلیم می شود و بیشتر باج می دهد.

کسی که اهل عمل است اگر اوضاع براو سخت بگیرد، راهی را پیدا می کند. اگر گوشت گران شود ، سبک زندگی اش را عوض می کند و رژیم غذایی اش را طوری تنظیم می کند که اساسا نیازی به گوشت نداشته باشد. اگر از میوه های خاصی محروم شود بلافاصله در پشت بام ، حیاط خلوت ، داخل تایر کهنه اتومبیل، داخل کیسه های نایلونی و هرجایی که مناسب باشد میوه ها و سبزی های جایگزین کشت می دهد و حتی آن را به دیگران می فروشد. اگر او را از کاری اخراج کنند خرج معاشش را از هزاران شغل دیگر تامین می کند. سخت شدن اوضاع بر اهل عمل باعث قوی تر شدن و توانمندتر شدن آنها می شود. کسی که اهل کار است شاید در چشم اهل سخن و خیالبافی،  استراحت کمتری داشته باشد، اما وقتی خوب در احوال آنها دقیق شوید می بینید آنها در حین عمل دارند استراحت می کنند و از زندگی خود لذت می برند.

آنهایی که اهل عمل اند وقتی دریابند که رسیدن به اهداف برایشان ممکن نیست، اهدافی  که یقین دارند درست است، بلافاصله تسلیم نمی شوند وبه ناچار اهداف خود را تغییر نمی دهند. آنها برعکس اعمال خود را عوض می کنند و مسیر اجرایی جدیدی  پیدا می کنند یا می سازند تا آنها را به اهدافشان برساند. برای همین است که می گویند میزان عمل یک فرد معیار هوشمندی اوست. چرا که در حین عمل است که فرد مسیرهای اجرایی جدیدی خلق می کند و می آفریند. خلق کردن و نوآفریدن مسیرهای کاری جدید اوج تجلی هوش و نبوغ است.

بیکاری و دست روی دست گذاشتن ترس و تردید می آفریند و باعث کم هوشی و خنگی و کودنی می شود. این دست به کار زدن و اقدام کردن است که شجاعت و اطمینان و اعتماد به نفس می زاید و استعدادهای پنهان وجود را آشکار می سازد. اگر می خواهید بر ترس و دلهره غلبه کنید در خانه ننشینید و به فکر و خیال نپردازید. از خانه بیرون آئید و خود را به کاری سرگرم سازید. مهم نیست که نتیجه کارتان چه می شود و چقدر جواب می دهد. مهم خود دست به کار شدن و اقدام کردن است.  فکر کردن و آرزو کردن خیلی راحت است و مطمئن باشید این فقط شما نیستید که می توانید خیال بافی کنید. همه مردمان عالم در هر سن و سالی که باشند می توانند گوشه ای بنشینند و فکر کنند. این عمل کردن است که سخت و دشوار است و کسی که بتواند افکارش را جامه عمل بپوشاند، او در واقع دارد مشکل ترین کار عالم راانجام می دهد. اعمال انسان باعث قدرتمندی و توانمندی او می شود. هیچ وقت نگران کار و تلاش و عمل خود نباشید. آنچه باید نگرانش باشید بیکاری و تنبلی و دست روی دست گذاشتن است.

برخلاف تصور عام که گمان می کنند اعمال انسان در نتیجه احساسات و هیجانات درونی او شکل می گیرند باید گفت که چنین نیست و در واقع عمل و احساس با همدیگر خلق می شوند و اوج می گیرند. با انجام عمل می توان کنترل بیشتری روی خواسته ها اعمال کرد و به طور غیر مستقیم هیجانات و احساسات را در کنترل خویش گرفت.بنابراین تصور اینکه اهل عمل از زندگی خود لذت نمی برند را از سر بیرون کنید. باشکوه ترین و شادمانه ترین زندگی ها از آنِ انسان های کاری و پر تلاش است. عمل کردن حتی آن قدر ارزش دارد که می گویند عمل نامنظم و به هم ریخته صدها مرتب شریفت تر و ارزشمند تر از بیکاری های منظم و مرتب است. تمام جملات روشنفکرانه و زیبایی که بی عملان ردیف می کنند و برای دفاع از بیکاری و تن پروری خود بر زبان می آورند در مقابل یک اقدام و عمل کوچک پشیزی ارزش ندارد.تفکر و ایده ای که نتواند جامه عمل بپوشد هرگز از سلول کوچکی که در مغز اشغال کرده بزرگتر نخواهد شد.

انسانی که مدعی و خواهان خودشناسی است خودِ واقعی اش را فقط در تعامل با دیگران می تواند پیدا کند و برای تعامل چاره ای جز وارد میدان عمل شدن وجود ندارد. شخصیت شما در اعمال شماست که ظاهر می شود و آشکار می گردد، نه در افکار و خیالاتی که در سر می پرورانید و برزبان می آورید و می نویسید!

آیا مدعی درستکاری هستید؟ این صداقت باید در تک تک اعمالتان بدرخشد و موج زند.آیا عملتان چیز دیگری می گوید!؟ پس بدانید آن چه عمل تان گواهی می دهد درست است و شخصیت شما در اعمال شماست که آشکار می شود!

آیا مدعی هوش و نبوغ هستید؟ پرونده اعمالتان را رو کنید. هرچه اعمالتان هوشمندانه تر ، زیرکانه تر و خلاقانه تر باشد شما با هوشتر هستید. آیا پرونده عملتان ضعیف است وشما بیشتر در زندگی حرف زده اید و ادعا کرده اید؟پس متاسفیم! نمی شود در مورد هوش و نبوغ شما اظهار نظر کرد. چرا که عمل ضعیف نشانگر هوش ضعیف است.

در واقع می توان به همین سادگی از روی میزان اعمال یک فرد، به شخصیت و توانمندی و درستی ادعاهای او پی برد. اصلا نیازی به تامل و کاوش در افکار و تخیلات اشخاص نیست. افکار تا به مرحله عمل نیایند اصلا حساب نمی شوند. انگاری که نیستند و هرگز نبوده اند!

نویسنده: حمید کوثری

منتشر شده در مجله موفقیت شماره 250

همچنین ببینید

وب سایت رسمی حمید کوثری – کارشناس ارشد روانشناسی

ارزش وجودی

دانه ای از یک درخت بر روی زمین در کف جنگل در کنار یک مرداب …

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

*

قالب وردپرس