معماری
سرخط خبرها

شیوانا 57 – پاکدامن ترین نگاه!

روزی شیوانا استاد معرفت در مدرسه مشغول درس گفتن بود. یکی از شاگردان پرسید:” استاد! در این دیار پاکدامن ترین مردمان همین اهالی مدرسه هستند ! اینطور نیست!؟ به هرحال ما اهالی مدرسه شبانه روز مشغول فراگیری علوم معرفتیم و بقیه به زندگی عادی مشغول اند!؟”

شیوانا رو به بقیه شاگردان کرد و از آنها در اینخصوص سوال کرد. تقریبا همه آنها به جز یکنفر  گفتند که بلی ما پاک ترین و کم گناه ترین مردمان این شهریم!”

شیوانا تبسمی کرد و گفت:” چقدر جالب! قبل از اینکه کلاس شروع شود دیدم پشت در مدرسه شخصی مشغول انجام گناهی زشت است و بی پروا به چنین کاری مشغول است. “

تا این جمله از زبان شیوانا بیرون آمد تقریبا تمام شاگردان به جز همان یک نفر به سمت درب مدرسه هجوم آوردند تا ببینند قضیه چیست!؟ چند دقیقه بعد همه شاگردان سرخورده و شرمزده سرجای خود نشستند و در سکوت به شیوانا خیره شدند. یکی از شاگردان با تبسم گفت:” استاد! هیچکس پشت دیوار مدرسه نبود!؟” شیوانا با تاسف سری تکان داد و گفت:” همه شما به جز این یک نفر برای دیدن صحنه گناه کلاس را ترک کردید و حریصانه نگاه های خود را به این سو و آنسو دوختید تا صحنه وقاحتی را شاهد باشید. اما این یک نفر همچنان سرکلاس ماند و شرمزده نگاهش را به زمین دوخت و هیچ نکرد. اکنون شما برای من بگوئید چه کسی گناهکار تر است!؟ او که برای دیدن صحنه های زشت و نامناسب حریص و بی پرواست و یا آنکه شرم و حیا در وجودش قوی تر از نیروی کنجکاوی در دیدن زشتی و وقاحت است؟اگر شاهد مشتاقی برای دیدن صحنه های زشت نباشد ، رفتارهای زشت قبح و کراهت خود را از دست نمی دهند و عمومیت پیدا نمی کنند. اگر می بینید عمل زشت و ناپسند در دیاری شیوع یافته بدانید که دلیل اصلی آن وجود مشتری برای دیدن صحنه و شنیدن خبر آن اتفاق زشت است. خوب اکنون برایم بگوئید پاکدامن واقعی چه کسی است؟ او که عمل زشتی انجام نمی دهد ، اما از دیدن و بزرگنمایی و تعریف زشتی های دیگران پروایی ندارد و یا آن کسی که نه انجام عمل زشت و ناپسند را در شان خود می بیند و نه برای دیدن زشتی های دیگران اشتیاق دارد؟ اگر جواب این سوال را پیدا کردید خواهید فهمید که شما پاکدامن ترید یا مردم عادی!”

داستان های شیوانا – نویسنده : فرامرز کوثری

سایت رسمی داستان های شیوانا

www.hkowsari.ir

سخنان شیوانا

همچنین ببینید

شیوانا, سایت رسمی شیوانا

شیوانا 172 – گل دعوای گوزن ها را تماشا نمی کند!

بهار بود و شیوانا در کنار چشمه ای نشسته بود و به گل ها و …

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

*

قالب وردپرس