معماری
سرخط خبرها

شیوانا 53 – ولخرجی درون تو!

در دهکده شیوانا مردی بود که ثروت زیادی داشت. اما هر وقت برای خرید به بازار می رفت کمتر از مقدار مورد نیاز با خودش پول برمی داشت و همیشه ازبابت نداشتن پول کافی با فروشنده دچار مشکل می شد. روزی در بازار اصلی دهکده دوباره به خاطر همراه نداشتن پول کافی دچار مشکل شد و از شیوانا که کنار او ایستاده بود خواست تا مبلغی به او قرض دهد تا بتواند خریدش را انجام دهد. شیوانا پول قرض را به این شرط داد که مرد ثروتمند همان روز به محض برگشتن به منزلش آن را به مدرسه شیوانا بازگرداند.

مرد ثروتمند ناراحت و خشمگین به منزل رفت و پول قرض را برداشت و مستقیم به مدرسه شیوانا رفت و در حالی که به شدت عصبانی بود پول را مقابل شیوانا گذاشت و گفت:” همه اهالی این ده می دانند که من ثروتی بی حد و حصر دارم و می توانم تمام این مدرسه را یکجا بخرم. تو در من چه دیدی که اینقدر بابت برگرداندن پول قرض ات عجله داشتی!؟”

شیوانا گفت:” یک اهریمن ولخرج که تو از ترسش پول کافی با خودت برنمی داری که نکند این اهریمن تو را وسوسه کند و بیشتر از آنچه باید در بازار پول خرج کنی. این نشان می دهد که تو از رودرو شدن با این اهریمن وسوسه گر و ولخرج عاجزی و به همین خاطر با پول کمتر برداشتن سعی می کنی او را ناتوان سازی. وقتی تو خودت نمی توانی به این اهریمن وسوسه گر پنهان در درون وجودت اعتماد کنی و با سخت گیری خود را از شر او خلاص می کنی ، چگونه انتظار داری من به تواعتماد کنم و از هدر رفتن پولم نترسم!؟”

داستان های شیوانا – نویسنده : فرامرز کوثری

سایت رسمی داستان های شیوانا

www.hkowsari.ir

همچنین ببینید

شیوانا, سایت رسمی شیوانا

شیوانا 172 – گل دعوای گوزن ها را تماشا نمی کند!

بهار بود و شیوانا در کنار چشمه ای نشسته بود و به گل ها و …

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

*

قالب وردپرس