معماری
سرخط خبرها

شیوانا 51 – نگاه سنگین حامی!

شیوانا 51 – نگاه سنگین حامی!

شیوانا در مجلسی نشسته بود و در سکوت به صحبت جمعی گوش می داد. موضوع صحبت مردی بود که همه می گفتند جرمی مرتکب شده و مستحق مجازات است و هرکس در بدگویی از آن مرد جمله ای می گفت. شیوانا بالاخره طاقت نیاورد ، از جا برخاست تا برود. یکی از جمع به طعنه گفت:” استاد! این آدمی که ما راجع به او حرف می زنیم نزد هیچکس آبرویی ندارد و تمام اعتبار و حیثیتش برباد رفته است!؟”

شیوانا آهی کشید و گفت:” اینکه می گوئید انسانی است که هیچکس پشتیبانش نیست و این قبیل انسان های حامی قدرتمندی دارند که من از ترس او این مجلس را ترک می کنم!”

همان فرد با خنده گفت:” آخر چنین فردی را چه کسی حمایت خواهد کرد؟او دیگر چیزی برای ازدست دادن ندارد!”

شیوانا سری تکان داد وگفت:” ایستگاهی هست که در آن ایستگاه خالق کائنات همیشه منتظر است تا انسان های درمانده و مایوس و ناامید را در آغوش بگیرد. وقتی انسانی دیگر امیدش از دست می رود و به سوی او روی برمی گرداند، خالق کائنات چتر حمایتش را بر سر او باز می کند و حامی او می شود. به همین خاطر طفلی که یتیم می شود ، غریبی که درمانده می شود ، مسافری که راه گم می کند و انسانی که بی حرمت می شود، نهایتا وقتی به این ایستگاه می رسد خود را در آغوش این حامی بزرگ می بیند و آرام می گیرد.

من از ترس آن حامی بزرگ این مجلس را ترک می کنم ، چرا که سنگینی نگاه خشمگین خالق کائنات را به خوبی حس می کنم و در تمام عمرم از هیچ چیز به اندازه این نگاه سنگین نترسیده ام!”

داستان های شیوانا – نویسنده : فرامرز کوثری

همچنین ببینید

شیوانا, سایت رسمی شیوانا

شیوانا 172 – گل دعوای گوزن ها را تماشا نمی کند!

بهار بود و شیوانا در کنار چشمه ای نشسته بود و به گل ها و …

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

*

قالب وردپرس