معماری
سرخط خبرها

شیوانا 156 – انجام شده فرض کن!

در مدرسه شیوانا شاگردی بود که شیوانا به او احترام زیادی می گذاشت و اکثر کارهای حساس و مهم را به او می سپرد. این شاگرد بر خلاف بقیه جثه ضعیف و چهره سیاه و نازیبایی داشت و در مسابقات و امتحانات بدنی نمی توانست در رقابت با بقیه امتیاز بالایی بدست آورد. اما با همه اینها شیوانا او را بسیار ارج می نهاد و همیشه در اداره کارهای بزرگ روی او حساب می کرد.

روزی تعدادی از شاگردان که زیرک تر و توانمند تر از بقیه بودند زبان به شکوه و گله گشودند که شیوانا در هنگام سپردن کارهای بزرگ ، یک پسرک سیه چرده و ضعیف را به بقیه ترجیح می دهد و این خلاف عدالت است.

شیوانا با لبخند پاسخ داد:” بی عدالتی یعنی شخص کم توان را در جایی قرار دهیم که شایستگی آن را ندارد و من هنوز هم معتقدم که این شاگرد ضعیف الجثه نسبت به شما در انجام امور حساس و مهم مناسب تر است. “

یکی از شاگردان بسیار زرنگ مدرسه که هیکل درشتی هم داشت از شیوانا خواست تا در عمل توانمندی او را در قیاس با شاگرد سیه چرده و ضعیف مقابل جمع مقایسه کند. شیوانا پذیرفت و به شاگرد زرنگ گفت:” می خواهیم در گوشه مدرسه حوضچه کوچکی درست کنیم و کنار این حوضچه چاه آبی بزنیم. طوری که صبح زود بتوانیم با سطل آب چاه را داخل حوض بریزیم و هم استخر کوچکی برای شستشو داشته باشیم و هم اینکه آب اضافی را به صورت هدایت شده به سمت درختان اطراف مدرسه جاری سازیم. شما مدیر و رئیس این کار هستید. شروع کنید!”

شاگرد درشت هیکل فکری کرد و پرسید:” این حوضی که می گوئید چه شکلی باشد؟ عمق و مساحت آن چقدر باشد؟ برای ساختن آن از چه مصالحی استفاده کنیم؟ این مصالح را از کجا تامین کنیم؟ محل ورود آب به حوض و مجرای خروج به چه شکل باشد؟ چاه کنار حوض چقدر از آن فاصله داشته باشد؟ عمق چاه چقدر باشد؟ و….”

شاگرد درشت هیکل به مدت نیم ساعت از شیوانا در مورد حوض و چاه و مشخصات آن سوال می کرد و شیوانا هم با مشورت از جمع جواب سوالات او را می داد. سرانجام شاگرد تنومند فکری کرد و اجازه مرخصی خواست. روز بعد دوباره نزد شیوانا آمد و سوالات جدیدی مطرح ساخت. او گفت:” این حوض وچاه در چه مدتی ساخته شود؟ در زمستان که یخبندان می شود چه کنیم که آب حوض یخ نزند؟آیا لازم است کنار حوض جایی برای نشستن و استراحت درست کنیم؟ داخل حوض در کناره ها پله بزنیم؟ می توانیم داخل حوض ماهی هم بیاندازیم؟و….” و به همین ترتیب دوباره ساعت ها در مورد مشخصات و جزئیات حوض مقابل جمع ازشیوانا سوال کرد و جواب شنید.

روز سوم وقتی شاگرد قوی هیکل با صدها سوال جدید نزد شیوانا آمد شیوانا از او خواست تا ساکت بماند. سپس مقابل بقیه شاگردان ، آن جوان سیه چرده و ضعیف را صدا زد و به او گفت:” می خوام در آن گوشه باغ یک حوض بزنم و یک چاه کنار حوض تا هم استخر کوچکی برای شستشوی اهل مدرسه فراهم شود و هم از آب اضافه آن درختان کنار باغ آبیاری شوند؟”

پسرک سیه چرده و ضعیف الجثه لبخندی زد و گفت:” فکر کنید کار انجام شده است. بقیه اش با خودم!”

او این را گفت و بلافاصله برای انجام کار به سراغ تهیه مقدمات رفت. شیوانا دوباره لبخندی زد و خطاب به شاگرد قوی هیکل و بقیه شاگردان گفت:” حال فهمیدید چرا کارهای حساس و مهم را به او می سپرم!؟ با سپردن کار به او مطمئنم که آن کار حتما به انجام خواهد رسید و من می توانم به جای نگرانی در مورد انجام نشدن کار ذهنم را روی موضوعات دیگری متمرکز کنم و اصلا هم نگران انجام نشدن کار نباشد. او خودش راه انجام کار به بهترین شکل ممکن را پیدا می کند. این تفاوت اصلی او با شماست!”

داستان های شیوانانویسنده : فرامرز کوثری

سایت رسمی داستان های شیوانا

www.hkowsari.ir

همچنین ببینید

شیوانا, سایت رسمی شیوانا

شیوانا 172 – گل دعوای گوزن ها را تماشا نمی کند!

بهار بود و شیوانا در کنار چشمه ای نشسته بود و به گل ها و …

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

*

قالب وردپرس