معماری
سرخط خبرها

شیوانا 145 – بحران بیشتر، آرامش بیشتر

آهنگر دهکده شتابان نزد شیوانا آمد و در حالی که بسیار سراسیمه بود و آرام و قرار نداشت ، بی مقدمه لب به سخن گشود و گفت:” به دادم برسید که وقتم بسیار اندک است و باید در کمتر از یک هفته بیش از یکصد شمشیر و سپر برای گارد امپراتور درست کنم. اما می دانم که وقتم کافی نخواهد بود و حتی اگر شب و روز هم بیدار بمانم ابزار و کوره  کشش ندارد. اگر این سفارش را به گارد تحویل ندهم جان و مالم را از دست می دهم. بگوئید چه کنم که هر لحظه وقت بگذرد به بدبختی نزدیکتر می شوم؟”

شیوانا نفسی عمیق کشید و گفت: ” تنها کاری که باید انجام دهی این است که از همین جا به همراه چند تن از شاگردان مدرسه تا بالای رودخانه بدوی و بعد به محض اینکه به محل گود رود رسیدی داخل آب بپری و نیم ساعت دست و پا بزنی و شنا کنی و بعد دوباره لباس هایت را بپوشی و با شتاب اینجا بیایی و یک فنجان چای بخوری و روی تخت زیر درخت ساعتی بخوابی!”

آهنگر هاج و واج به شیوانا خیره شد و با حالتی حیرت زده گفت:” جدی که نمی گوئید؟”

شیوانا نگاهش را به چشمان آهنگر دوخت و گفت:” کاملا جدی ام! بدو که به شاگردان من برسی!”

مرد آهنگر به ناچار قبول کرد و هر آنچه شیوانا گفته بود را انجام داد. سرانجام وقتی لیوان چای را نوشید از خستگی روی تخت زیر درخت به خواب رفت و چند ساعت استراحت کرد. از خواب که برخاست بسیار آرام و راحت بود. نزد شیوانا آمد و گفت:” نمی دانم چه شده ولی دیگر دلواپس نیستم. به گمانم باید با پولی که از گارد امپراتور گرفته ام چند کارگر و کارگاه را در دهکده های اطراف به کار بگیرم و همزمان سفارش ها را بین آنها تقسیم کنم. به جای اینکه خودم این همه شمشیر و سپر بسازم می توانم آنها را به بقیه بسپارم و پول را نیز بین آنها تقسیم کنم. به این ترتیب وقت کافی برای ساختن همه سفارشها در اختیار خواهم داشت و حتی کار به یک هفته هم نمی کشد! چرا این فکر زودتر به ذهنم نرسید؟”

شیوانا دوباره نفسی عمیق کشید و گفت:” چون سوار اسب عجله شده بودی و این اسب چموش تو را به هر طرفی که دلش می خواست می برد! هر گاه در زندگی به بحرانی برخوردی بدان و آگاه باش که باید بلافاصله خود را از حالت عادی آرام تر و بی خیال تر سازی. فقط در آرامش است که ذهن وجسم و طبیعت به صورت یکپارچه و کامل برای مشکلات بهترین راه حل را پیدا می کنند. هر چه بحران بیشتر شود تو باید آرام تر شوی! این راز کامیابی در همه شرایط سخت است.”

داستان های شیوانانویسنده : فرامرز کوثری

سایت رسمی داستان های شیوانا

www.hkowsari.ir

همچنین ببینید

شیوانا, سایت رسمی شیوانا

شیوانا 172 – گل دعوای گوزن ها را تماشا نمی کند!

بهار بود و شیوانا در کنار چشمه ای نشسته بود و به گل ها و …

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

*

قالب وردپرس