معماری
سرخط خبرها

شیوانا ۷ – نگو نمی توانم! بگو چه کنم تا بتوانم!؟

پسری جوان ،سرخورده و مایوس نزد شیوانا آمد و از او برای رفع مشکلش راه چاره خواست. پسرک گفت که از پدربزرگش تعدادی گاو و گوسفند به او و خانواده اش ارث رسیده است و او نمی داند چگونه از آنها مراقبت کند. پسر جوان گفت که پدرش بیمار است و مسئولیت نگهداری و پرورش این گاوها و گوسفندها به او سپرده شده است. در حالی که او در اینخصوص هیچ تجربه ای ندارد و در خود توانایی انجام اینکار را نمی بیند و کاملا ایمان دارد که قادر به اینکار نیست.

شیوانا نگاهی به جوان انداخت و تبسمی کرد و گفت:” مادامی که بگویی نمی توانی ، مطمئن باش که هرگز نخواهی توانست هیچ کاری انجام دهی! نمی توانم لغتی است که ذهن انسان برای از کارانداختن عضلات و بقیه اعضای بدن به کار می برد تا مساله ای که شاید بتوان با اندک تلاشی حل کرد را به یکباره غیر قابل حل و فراموش شده قلمداد نمود. اما شرایط تو اکنون فرق می کند. آنچه به تو سپرده شده همه چیزی است که خانوده به آن وابسته است و الآن این تو هستی که با نوع برخورد و شکل رفتارت می توانی سرنوشت آینده خانواده ات را رقم بزنی. پس تو دیگر مثل بقیه نمی توانی با گفتن کلمه نمی توانم از زیر بار این مسئولیت شانه خالی کنی! بنابراین وقت آن است که از کلمات و واژه های دیگری برای حل این مساله استفاده کنی! من پیشنهاد می کنم به جای کلمه نمی توانم از عبارت جادویی ” چکارکنم تا بتوانم!؟” استفاده کنی. وقتی از خودت می پرسی “چکار کنم تا بتوانم!؟” تمام هوش و حواس و ذهن و ضمیرت به کار می افتد تا راه حلی برای مشکلی که مقابلت قرار دارد پیدا کنی! راه حلی که منجر به فقط یک جواب شود و آن جواب توانستن است. تو با پرسیدن سوال “چه کنم تا بتوانم!؟” در مرحله اول گزینه “نمی توانم ” را از مجموعه انتخاب هایت خارج می سازی! چرا که نفس سوال ایجاب می کند که تو باید کاری را بتوانی انجام دهی. در مرحله بعد تو این باور را تاکید می کنی که کاری برای توانستن باید انجام شود. به بیان دیگر این نکته را به خودت و به تمام وجودت اعلام می کنی که با دست روی دست گذاشتن و کاری نکردن ، توانستنی رخ نمی دهد. در مرحله سوم تو به دنبال نوع کار منجر به نتیجه می گردی! یعنی کاری که بیهوده و بی نتیجه و بی ثمر باشد را نمی خواهی و الزاما به دنبال کاری می گردی که توانستن نتیجه نهایی آن باشد. می بینی! فقط تغییر یک جمله و یک عبارت می تواند کل روش و شیوه برخورد تو با مساله را دگرگون سازد و این نه تنها مورد گاو و گوسفند بلکه در خصوص هر مساله و مشکل دیگری در زندگی ات راهگشاست.

 شیوانا ۷ – نگو نمی توانم! بگو چه کنم تا بتوانم!؟

پسر جوان سری تکان داد و از شیوانا جدا شد و رفت. چند ماه بعد شیوانا آن پسر را در مزرعه اش دید. از او راجع به دامپروری اش پرسید. پسرک با خنده گفت:” راستش هیچ کاری نداشت! یعنی آنقدر ساده و راحت بود که حتی دیگر نیازی نبود که دنبال راه حل بگردم. فقط کافی بود نمی توانم را فراموش کنم! بلافاصله همه چیز مثل آب خوردن راحت و آسان می شد. الآن دنبال این هستم که با همین تعداد محدود گاو و گوسفند و سرمایه ای که دارم چه کنم تا بزرگترین دامپروری این دیار را ایجاد کنم!”

همچنین ببینید

شیوانا, سایت رسمی شیوانا

شیوانا 172 – گل دعوای گوزن ها را تماشا نمی کند!

بهار بود و شیوانا در کنار چشمه ای نشسته بود و به گل ها و …

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

*

قالب وردپرس