معماری
سرخط خبرها

در جستجوی کار

ما در جامعه ای جوان ، پر از امید و آرزو هایی بزرگ زندگی می کنیم ! جامعه ای که مردمانش انسان هایی باهوش و خلاقند ! جامعه ای که در گوشه کنار آن، درون خانواده هایی با سنت ها ،  باورها و فرهنگ های مختلف یک درد مشترک بیشتر از هر چیز دیگری رخ می نماید. درد مشترک جاری در اجزای  این جامعه جوان و توانمند، درد بیکار بودن و نداشتن شغل است. بیکاری ، واژه ای است که دیگر برای هیچ کس غریبه نیست، اکنون نقل محافل خانوادگی شده و همه بیشتر از هر چیزی از یافتن کار صحبت می کنند.  هرجا و در هر مجلسی یا جمعی حضور پیدا می کنید، کم و بیش جوان هایی تحصیل کرده را می بینید که خود را بدون شغل معرفی می کنند و دنبال معرف و روزنه ای می گردند تا مگر نظر کارفرمایی را به سوی خود جذب کنند یا از یک صاحب کار با نفوذ برای رسیدن به موقعیتی شغلی مناسب استفاده کنند! اما نکته مهم این است که وقتی به همین جوانانی که به ظاهر برای یافتن یک شغل  التماس می کنند، یک فرصت کاری یا حتی ایده ای ساده و اشتغال زا که نیاز به سرمایه ای بسیار کم و تلاش ، و صد البته پشتکار و خلاقیت زیاد دارد پیشنهاد می کنید می بینید همین افراد با کمال تعجب آن فرصت را رد می کنند و حاضر نیستند تن به کار بدهند. و متاسفانه باید گفت تعداد مشاغلی که وجود دارند و یا می توانند به وسیله خود شخص ایجاد شوند بسیار زیادند و در عوض تعداد آدم هایی که حاضرند آن کار ها را انجام دهند بسیار کم است . بیایید با هم به دو خبر زیر نگاهی بیاندازیم:

درآمد باورنكردني اتباع افغانی در ایران!

نایب رئیس کانون مراکز مشاوره شغلی استان تهران در اظهاراتی گفت: در حال حاضر 3 میلیون کارگر افغانی و 500 هزار کارگر عراقی در ایران حضور دارند.  او همچنین تصریح کرد: طبق آمارها درآمدی که افاغنه از ایران کسب می کنند به اندازه کل بودجه یکساله کشور افغانستان است . (سایت خبری عصر ایران ، ۰۱ خرداد ۱۳۹۱)

دستمزد کارگران افغانی چند برابر ایرانی‌ها !

نایب رییس انجمن همگن مصالح ساختمانی خانه صنعت، معدن و تجارت استان اصفهان با بیان اینکه نیمی از کارگران کارخانه‌های آجر اصفهان تبعه‌های افغان هستند، اظهار کرد: با تغییر قیمت دلار ، دستمزد آنها چند برابر شده است ، به طوری که الان در بسیاری موارد حقوق کارگرهای افغانی بیشتر از کارگران ایرانی است، با این وجود به دلیل سخت بودن کار، کارگرهای ایرانی رغبت کمتری برای کار در این بخش نشان می دهند.  (سایت خبری عصر ایران ، ۰۵ خرداد ۱۳۹۲)

متاسفانه در بسیار دیگر از خبر هایی که بر روی خبرگزاری های مختلف منتشر می شود و همینطور گفته هایی که در گفتگو های روزانه مردم شنیده می شود به وضوح اعلام می شود که  بسیاری از جویندگان کار حاضر نیستند به دلایل مختلفی اعم از سختی کار ، نبودن کار در شان و لیاقت آنها و … هر کاری را قبول کنند.! به نظر شما علت این امر واقعا شرایط اقتصادی و اجتماعی است یا مشکلی پنهان در درون فرهنگ و باورهای افراد جامعه ؟

در جستجوی کار

بسیاری از افراد انگشت اتهام را به سمت شرایط جامعه و نبود فرصت های شغلی به تعداد کافی نشانه می گیرند. تصور بسیاری از کار ، مشاغل حقوق بگیری و دستمزد ستانی آن هم از سوی شرکت های دولتی و بزرگ است و چون ظرفیت استخدام مراکز دولتی و شرکت های بزرگ محدود می باشد، همیشه مشکل نبودن مشاغل حقوق بگیری به اندازه جویندگان کار در تمام دوران وجود دارد. و جالب این است که تلاش برای یافتن راه حلی برای  این مسئله یعنی افزایش ظرفیت مشاغل کارمندی  از دغدغه های اصلی دولتمردان جوامع مختلف بوده و هست و همه چشم انتظار این هستند که دولتمردان با تدابیر مختلف از جمله بازنشستگی و بازخرید زودرس نیروهای از کار افتاده و یا ایجاد واحدهای استخدامی جدید ظرفیت جذب نیروی خود را بالاتر ببرد. اما باید به این نکته توجه داشت که  کارمند شدن و حقوق بگیری تنها روش کسب درآمد و شغل داشتن نیست و در بسیاری از جوامع بخصوص کشورهای پیشرفته ، کارآفرینی باید توسط خود شخص بیکار اتفاق بیافتد نه از طریق استخدام و حقوق بگیری! مقصر دانستن شرایط جامعه و شرایط اقتصادی با توجه به توانایی شگفت انگیز سازگاری انسان با شرایط سخت ، چیزی جز یک  بهانه برای فرار از واقعیت نیست. واقعیتی که خیلی از بیکاران به هیچ وجه حاضر به روبه رو شدن با آن نیستند!

دلیل این امر یعنی مشکل بیکاری را به گردن دیگران  انداختن و از خلق و آفرینش شغل برای خود فاصله گرفتن، باور و برداشت نادرستی است که از شغل و کار در ذهن بسیاری از ما وجود دارد. به زبان ساده ، ما کار و شغل را بد تعریف کرده ایم و آن را بد باور کرده ایم و همین تعاریف و باورهای نادرست باعث شده اند که دست روی دست بگذاریم و از تن دادن به هر کاری که با تعاریف و باورهای ما همخوان نباشد طفره برویم. ما  این فرایند چسبیدن به باورهای اشتباه در مورد شغل را  تا آنجا ادامه می دهیم که از لحاظ اقتصادی در سخت ترین و بدترین شرایط ممکن قرار بگیریم و تازه آن موقع است که به خاطر فشار گرسنگی و طرد اجتماعی به اکراه ، راضی به انجام کارهایی شویم که قبل از آن حتی حاضر به صحبت در مورد آنها نمی شدیم!

حقیقت این است که در ایجاد تعریف نادرستی که از کار و شغل داشتن در ذهن ما جای گرفته چندان مقصر نیستیم. چیزی که والدین ، اطرافیان ، رسانه ها و جامعه به عنوان تعریفی از کار به ما ارائه دادند، باعث شکل گرفتن باورهای ما در مورد کار شده است !  البته این بی تقصیر بودن در تولید باور باعث تبرئه شدن ما نسبت به حفظ  پذیرش  و تداوم حیات این تعریف نادرست نمی شود . ما در هر لحظه این توانایی را داریم که در تعریف ها و باورهای خود شک کنیم و آنها را مورد بازنگری و بازبینی و حتی تغییر قرار دهیم. این تصور غلط که باورهای ما بخش های تغییر ناپذیر وجود ما هستند بسیاری مواقع مانع از تحول و دگرگونی بنیادی در وجود ما  می شود و سبب می گردد هرگز فرصت و امکان قرار گرفتن در موقعیت های شغلی جدید را پیدا نکنیم.  اگر بیکار هستیم اولین کاری که باید انجام دهیم این است که تعریف خود را از کار حداقل برای خودمان صادقانه مشخص کنیم.

 اگر می خواهید بدانید که باور شما در مورد کار چگونه است به این سئوال پاسخ دهید : ” شغلی که دوست دارید مسئولیت آن را به عهده بگیرید باید چه مشخصاتی داشته باشد، منظور سقف درآمد ، مدت زمان انجام کار ، سختی و میزان تلاشی که می خواهید برای آن کار انجام دهید  چقدر است ؟ ” روشن است که هرچه پاسخ شما از واقعیت دورتر و آرمانی تر باشد، امکان اینکه بتوانید کاری مورد نظر  خود با این مشخصات رویایی را بلافاصله پیدا کنید و از همه مهم تر احتمال اینکه کارفرمایان اینگونه مشاغل حاضر باشند این شغل را در اختیار شما قرار دهند بسیار کمتر می شود. بیایید با هم چند نکته کلیدی را در این رابطه بررسی کنیم:

 اگر قصد پرش از روی یک مانع یا جوی آب را داشته باشیم ، بهترین حالت پرش این است که اول چند گام به عقب برداشته،  و بعد با سرعت و انرژی آن چند قدمی که عقب نشینی کرده اید را به سرعت طی کنید و با قدرتی که در خود جمع کرده اید از روی مانع یا جوی آب بپرید. این اصل خیز برداشتن در بسیاری از موقعیت های زندگی ما صدق می کند. قبل از تلاش برای یافتن کار می بایست باورهای خود را نسبت به شغل تغییر دهیم. و یکی از این باورها پذیرفتن اصل عقب نشینی اولیه است! اما به راستی  چه باورهای دیگری هستند که باید در عمق وجود ما  تغییر کنند تا بتوانیم به شغل آرمانی خود نزدیک شویم ؟ بیائید باورهای نادرستی که در مورد کار وجود دارد را مرور کنیم:

باور نادرست یک: کار خوب کار بی زحمت است!

 یکی از این باورهای نادرست سخت نبودن و راحت بودن کار در همان روز اول اشتغال است. اگر این باور در شما وجود دارد که ” شغل یعنی اینکه از همان ابتدا، بدون هیچ فعالیت و تلاش اضافه ای در مدت کوتاه  به مقدار زیاد پول و حقوق دست یافتن !”  کاملا مشخص است که این تفکر راه به جایی نمی برد و این باور باید تغییر کند ! بسیاری از تاجرهای موفق اعتراف می کنند که در شروع کار خود را با شاگردی و کارآموزی شروع کرد ه اند و به تدریج شغل و کسب خود را وسعت داده اند. در دنیای واقعیت، پول مفت و کار راحت رویایی بیش نیست و بسیاری اوقات برای رسیدن به قله موفقیت باید تمام کوه موفقیت را قدم به قدم بالا رفت و برای بالاکشیدن خود از گردنه های طاقت فرسا زحمت زیادی کشید.

هیچگاه به تعریفی آرمانی که دیگران در مورد کار دارند توجه نکنید ! امکان دارد این جمله را از دهان این افراد زیاد شنید باشید که می گویند : ” من می خواهم زندگی کنم نه اینکه فقط زنده بمانم ، پس حاضر به انجام دادن کارهای دشوار و سخت نیستم !”  جالب این است که خود این افراد معمولا فاقد مهارت شغلی درآمدزا هستند و درآمد خود را از زحمت و تلاش دیگران بدست می آورند. به زبان ساده وقتی در شغل و کار آنها دقیق می شوید می بینید به شدت وابسته به درآمدهای کاذب هستند و هرگز بابت تلاش مزد نگرفته اند. آنها چون به صورت مستقیم و غیر مستقیم نتیجه زحمت و تلاش دیگران را استفاده می کنند ، شخصا به باوری نادرست در مورد کار و شغل رسیده اند و گمان می کنند واقعا کار یعنی نتیجه زحمت دیگران را به نفع خود مصادره کردن. آنها شبیه باغبان هایی هستند که برای خود باغچه ای ندارند و از نتیجه کاشت دیگران زندگی می کنند اما با وجود این دائم باغچه زندگی دیگران را شخم می زنند و در مورد اصول درست باغبانی نظر می دهند!  باغبان واقعی کسی است که شبانه روز برای آماده سازی و نگه داری باغچه خود زحمت می کشد و تنها چنین کسی می تواند در مورد تولید محصول واقعی نظر دهد.  اعتقاد به باور پول مفت و بی زحمت شبیه این است که باغچه زندگی خودمان را با نظر کسانی که زندگی خودشان را از یاد برده اند ، بیل بزنیم. بدیهی است که در دراز مدت محصولی نصیب ما نخواهد شد.

باور نادرست دوم: کار خوب حتما در دوروبر ماست!

 دوباره به دو خبری که در ابتدای مقاله عنوان شد نگاهی بیاندازید. آیا متوجه می شوید که کارگران افغانی چون شرایط کار در منطقه جغرافیایی خودشان مهیا نیست اقدام به مهاجرت کرده اند و به جستجوی مکانی مناسب برای کسب درآمد در آن سوی مرزهای جغرافیایی وطن خودشان پرداخته اند و زحمت کار در شهر و کشور غریب را به جان خریده اند. این یعنی  اگر شما هم  در منطقه خودتان امکان یافتن شغل مناسب برایتان فراهم نیست همیشه این راه برایتان باز است که مهاجرت کنید و به مناطقی بروید که یافتن کار و شغل برایتان راحت تر است. در طول تاریخ بشر همواره این کار را انجام داده است و در واقع یکی از دلیل اصلی شکل گیری شهرها و مهاجرت افراد از روستاها یافتن شغل و کسب مناسب بوده است. شما هم باید بپذیرید که اگر در محیط اطرافتان امکان کار برایتان میسر نیست جابجا شوید و  در مکانی دیگر به جستجوی کار مناسب برای خود بپردازید. البته قبل از آن باید مطمئن شوید که تمام مشاغل ممکن در محیط زندگی خود را بررسی کرده اید. بسیاری اوقات اصل را بر مهاجرت گذاشتن سبب می شود فرصت های شغلی در دسترس در محیط زندگی خودتان را نبینید و این فرصت را به رایگان در اختیار کسانی قرار دهید که از شهرهای دیگر از جمله همان جایی که قرار است بروید به شهر شما مهاجرت کرده اند!

به همین خاطر جابجا شدن را اصل قرار ندهید. ابتدا در همان شهر خود به دنبال کار مناسب بگردید. پیدا نشد به شهرهای اطراف سرک بکشید و بعد استان های مجاور را امتحان کنید. مانند خیلی ها که گمان می کنند در آن سوی مرزها و در دور دست ها حتما شغلی برای آنها وجود دارد ، خود را فریب ندهید. مشاغل خوب آن دوردست ها اول برای ساکنین هشیار همان مناطق  دوردست کنار گذاشته می شود.

باور نادرست سوم: شغل باید ذاتا جذاب باشد!

بخشی از جذاب بودن یک شغل به خاطر خود شغل است و بخشی از آن را شما باعث می شوید. چاشنی عشق و علاقه همواره طعم شیرینی به فعالیت های آدمی می دهد. به همین خاطر اگر مسئولیت شغلی را به عهده گرفتید، آن را به عنوان کار اصلی تان بپذیرید و با عشق و علاقه انجامش دهید. یادتان باشد سخت کوشی شهرتی است طلایی که باعث اعتبار شما می شود و در تمام طول زندگی می توانید از آن استفاده کنید. همه آدم های سخت کوش را دوست دارند . کافی است هشیاری خود را تقویت کنید و کمی خلاقیت را با سخت کوشی در هم آمیزید. آن وقت متوجه خواهید شد که وجودتان برای هر کارفرمایی به یک برگ برنده تبدیل می شود و همه برای جذب و استخدام شما سرودست می شکنند.

باور نادرست چهارم: شغل را دیگران باید برای ما بسازند!

الزامی نیست که حتما منتظر آمدن شغلی باشید که قرار است دیگران برای شما بسازند. بلکه برعکس به توانایی ها و قابلیت های خود اطمینان داشته باشید و به خود بگوئید که یقینا کاری هست که فقط از من برمی آید و می توانم آن را به شکلی فوق العاده انجام دهم. اگر حس می کنید در شرایطی که قرار دارید یک کار خاص هست که فقط از شما برمی آید در انجام آن درنگ نکنید. شما بهترین خالق برای شغل خود هستید. خودتان برای خود شغل بسازید و در این مسیر حتی اگر لازم است برای دیگران نیز فرصت شغلی خلق کنید. بگذارید آن دیگرانی که قرار است برای بقیه شغل بسازند خود شما باشید!

باور نادرست پنجم: با سوادی که دارم هر شغلی از من برنمی آید!

در صورتی که برای شما یک فرصت شغلی  عالی وجود دارد اما احساس می کنید برای اشتغال در آن نیازمند کسب مهارت ، هنر و دانش خاصی هستید اصلا مایوس نشوید! یادگیری مهارت های نو بسیار راحت تر از آن چیزی است که تصور می کنید. با صبر و حوصله سعی کنید راهی برای تسلط به آن مهارت و هنر پیدا کنید. به یاد داشته باشید هر لحظه زندگی فرصتی برای یادگیری است و هیچگاه برای یادگرفتن دیر نیست . خواهید دید در مدت زمان کوتاهی به هر مهارتی می توانید دست یابید. مهم فقط اراده یاد گرفتن است که باید خودتان در وجود خودتان آن را پیدا کنید.

باور نادرست ششم: ساختار روانی ، ذهنی و جسمی من برای انجام هر کاری مناسب نیست.

بد نیست بدانید که خود کار وقتی وارد آن شوید باعث تغییر شما می شود. بسیاری از آدم هایی که الان در کاری خبره هستند همانی نیستند که روز اول بوده اند. در طول فرآیند تسلط و وسعت بخشی  و رونق دهی به کار  خود فرد نیز به عنوان یکی از اجزای اصلی پیشرفت کار متحول و تازه می شود.  اگر در مرحله ابتدایی شروع یک کار هستید و از ناموفق شدن و سختی کار می ترسید و بیم دارید که شاید نتوانید آن کار را به نحوی شایسته انجام دهید بدانید که این ترس طبیعی است و وقتی قدم در جاده نهید و به پیش روید خود جاده به شما می گوید قدم های بعدی تان را چگونه بردارید تا رهرو مناسبی برای آن جاده شوید. ترس به دل خود راه ندهید و قایق تفکرتان را به دریای عمل بیاندازید . وقتی در تعامل با کار قرار بگیرید عشق و علاقه ، همراه با  تلاش و پشتکار شما سبب می شود با کار صمیمی شوید و بعد از مدتی دیگر کسی بین شما و کاری که انجام می دهید تفاوتی نمی بیند. شما با کار یکی می شوید و هر کس می خواهد آن شغل را به یاد بیاورد شما را به خاطر خواهد آورد. فقط کافی است دست از خیال پردازی بردارید و دست به کار شوید.

نویسنده: حمید کوثری

منتشر شده در مجله موفقیت شماره 260

همچنین ببینید

وب سایت رسمی حمید کوثری – کارشناس ارشد روانشناسی

ارزش وجودی

دانه ای از یک درخت بر روی زمین در کف جنگل در کنار یک مرداب …

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

*

قالب وردپرس