معماری
سرخط خبرها

خوشبختی در جاده است نه مقصد!

خوشبختی واژه غریب است! معلوم نیست بشر از چه موقعی به فکر فرق گذاشتن بین خوشبختی یا بدبختی افتاد. شاید بشر غار نشین وقتی موفق شد آتش را کشف کند و با آن حیوانات وحشی را شب ها از خود دور کند و در سرمای زمستان خود را گرم کند بیشتر از مخترع کامپیوتر در قرن بیستم احساس خوشبختی کرد! شاید هم انسان اولیه وقتی به غار برگشت و متوجه شد گوشت شکار او دیگر در گوشه غارش نیست بیشتر از زلزله زدگان زلزله فوکوشیمای ژاپن حس نگون بختی و بیچارگی را درک نمود! خوشبخت تر بودن یا بدبخت تر بودن همیشه به صورت یه علامت سئوال بزرگ توی ذهن بشر از گذشته تا به امروز جولان می داد و هرکسی با توجه به درک و دانش ، موقعیت و شرایط فرهنگی اش به گونه ای کاملا متفاوت برای این سوال بی جواب پاسخی پیدا کرده است. اگر کلمه خوشبختی را در اینترنت یا در یک فرهنگ لغت جستجو کنیم می بینیم که معمولا خوشبختی همراه با کلماتی نظیر  بخت و اقبال ، طالع ، شانس ، مال ، دارایی ، ثروت ، تحصیل نعمت ، آسایش ، رفاه ، خیر ، سعادت ، تندرستی ، سلامتی و خوشی  و … همراه می شود . و جالب تر آنکه خوشبختی در نگاه افراد مختلف معنایی کاملا متفاوت به خود می گیرد و برای نمونه به جملات زیر دقت کنید :

فلوريان : براي آنكه بتوانيد خوشبخت زندگي كنيد اسرار خود را به هركسی نگوييد.

فرانسيس بيكن : ما بايد براي خوشبخت زيستن موقعيتهاي مناسب ايجاد كنيم، نه اينكه در انتظار آن باشيم.

بالزاك : اساس خوشبختي هاي مادي بر اعداد و ارقام بنا شده است .

فليسين ماريسو : خوشبختي در اين است كه شخص بداند كه چه مي خواهد و آنچه را آرزو دارد مشتاقانه بخواهد.

ژاك دوال : آرزو يك خوشبختي  بزرگتر ، پيوسته  ما را از  لذت خوشبختي كه از آن بهره منديم باز مي دارد.

رومن رولان : خوشبختي در اين است كه حدود همه چيز را بشناسيم و به آن احترام بگذاريم.

ژول رومن : بدبختي مي تواند به ما بياموزد كه خوشبخت باشيم .

اوگاريو : خوشبختي  تنها در علم نيست ، بلكه در طريقه استفاده از آن است .

هاكسلي : راز خوشبختي در اين است كه كاري را كه مجبور به انجام آن هستيد دوست بداريد

گوستاويولون : يكي از بهترين شیوه های خوشبخت شدن اين است كه انسان معتقد باشد كه واقعا خوشبخت است و يا روزي خوشبخت خواهد شد .

آبدو وليل : خوشبختي به كساني روي مي آورد كه براي خوشبخت كردن ديگران مي كوشند

الثرر : خواستار سعادت ديگران بودن بزرگترين خوشبختي ها است

رنان : سعادت ديگران بخشي مهم از خوشبختي  ماست

خوشبختی

برای هر کدام از ما نیز خوشبختی مفهومی کاملا متفاوتی دارد ! خوشبختی یک احساس است که ما نسبت به خودمان یا نسبت به موقعیت دیگران داریم و این احساس به نوع تفکر ، باورها ، نگرش ، موقعیت ، شرایط اجتماعی و فرهنگی ، خرده فرهنگ ها و تفکر اطرافیان نزدیک به ما وابسته است.  به همین دلیل مفهموم خوشبختی تقریبا برای همه یکسان نیست و هرکسی در بیان مفهوم آن دیدگاه متفاوتی دارد. البته هرچه موقعیت جغرافیایی ، زمانی ، فرهنگی و اعتقادی افراد به یکدیگر نزدیک تر باشد، احتمال آنکه مفهوم خوشبختی در نظر آنها شبیه تر  باشد بیشتر می شود.

اما قرن کنون عصر نتیجه و سود و رسیدن به هدف است و  برای بسیاری از ما، از همان ایام کودکی، احساس خوشبختی با رسیدن به هدف ها و آرزوهایمان گره خورده است. یعنی اکثر ما زمانی به این نتیجه می رسیم که خوشبختیم یا احساس خوشبختی می کنیم که به اهداف تعیین شده خودمان رسیده باشیم. اما در این تعریف خوشبختی یک تناقض آشکار وجود دارد! آیا سقفی برای اهداف ما وجود دارد و به زبان ساده هدف های ما تمامی دارند؟ مطمئنا هرچه حوزه های موفقیت و اهداف مد نظر ما بیشتر شوند، تعداد بچه هدف هایی که بعد از هر موفقیت به عنوان اهداف جدید انتخاب می کنیم بیشتر می شود و بدیهی است که ممکن است در این بین بعضی اهداف تحقق نیابند و نتوانیم به دلایل مختلف به بعضی از آنها دست یابیم. در این حالت با وجودی که ممکن است تعداد قله های فتح شده توسط ما بسیار زیاد باشند اما همیشه به خاطر آن دسته از اهدافی که جواب نداده اند ما همیشه دچار کمبود احساس خوشبختی می شویم و این کمبود حس خوشبختی مثل خوره تمام لذت موفقیت های بعدی و قبلی را از ما می گیرد.به زبان ساده با وجودی که در جنبه های مختلف زندگی ممکن است بسیار موفق باشیم طوری که حسرت دیگران را برانگیزیم اما با وجودی این چیزی در عمق وجودمان احساس نقص و کمبود می کند و این احساس نقصان باعث ایجاد حس دائمی بد شانسی و بداقبالی و بدبختی در ذهن و روح ما می شود!

هدف هایی که انتخاب می کنیم شبیه قله کوه هایی هستند که تصمیم می گیریم از آنها بالا برویم، و وقتی به قله کوه می رسیم شاید لحظه ای استراحت کنیم اما بلافاصله چیزی در عمق وجودمان به جستجوی قله ای دیگر برای صعود و فتح می گردد. به همین ترتیب وقتی قله ای دیگر را انتخاب می کنیم به خودمان می گوئیم که اگر فقط بتوانم آن قله بعدی را فتح کنم خوشبخت خواهم شد و دوباره وقتی به آن قله بعدی می رسیم باز به جستجوی هدفی جدیدتر می گردیم و مثل فوتبالیستی که دائم دنبال توپ می دود و وقتی به آن می رسد محکم توپ را به جلوی خود شوت می کند ما هم دائم حس خوشبختی را به آینده شوت می کنیم و با ایجاد خلا و کمبود و نقصان خوشبختی در وجودمان ، سعی می کنیم به سمت توپی که خودمان به جلو پرتاب کرده ایم بدویم. متاسفانه این فرآیندی است که خیلی ها تا پایان عمر آن را دنبال می کنند و در تمام طول حیات خویش به دنبال توپ خوشبختی می دوند غافل از این که خودشان موقع رسیدن به توپ آن را به جلو پرتاب کرده اند!

بنابراین گره زدن احساس خوشبختی با مقصد و مشروط کردن حس سعادتمندی با موفقیت ، ما را گرفتار چرخه پایان ناپذیری می کند که هر روز زندگی مان را از روز قبل تیره بخت تر و سیاه تر می سازد. در واقع برای رسیدن به حس خوشبختی  اصلا لازم نیست به هدفی برسیم! ما در حین طی مسیر هم می توانیم حس خوشبختی را در تمام وجود خود جاری سازیم. اگر قرار باشد خوشبختی فقط در لحظه رسیدن به مقصد به سراغمان بیاید که لحظاتی بسیار کوتاه هستند، پس آن زمان های طولانی که صرف بالارفتن از کوه و رسیدن به قله می کنیم در آن ایام باید چه احساسی در وجودمان موج زند؟ احساس بدبختی!؟

زندگی قله های فراوانی برای فتح شدن دارد، قله هایی که هرگز تمامی ندارند و خوشبخت واقعی کسی است که در طی مسیر و در طول جاده منتهی به مقصد زندگی را همان طوری که هست درک کند. در واقع خوشا به حال آنان که می توانند  خوشبختی را در درک احساساتی به ظاهر معمولی نظیر حس های متعالی زیر درک کنند:

حس گرمای خورشید توی ظهر تابستان و حس سرمای یک نسیم خنک در ظهر گرم تابستان ،

 حس سرمای برف توی سردی زمستان و حس گرمای آتش توی سرمای زمستان ،

 حس لمس یک برگ گل و حس لمس یه خار ،

 حس یک روز پرتنش و حس یک روز پر از آرامش ،

 حس زمین خوردن زیر چالش های زندگی و حس دوباره پا شدن و ایستادن در مقابل چالش های زندگی

 حس اشک نقش بسته شده روی گونه هایشان و خنده گرم نقش بسته شده روی چهره هایشان ،

 حس لمس یک نگاه عاری از محبت و حس لمس یک نگاه پر از محبت

و همه آنها که جسارت یافتن خوشبختی در طول مسیر زندگی را دارند و آن را موکول و مشروط به رسیدن به مقصد نمی کنند همیشه از خود می پرسند: ” با وجود آن که انسانها این همه دلیل برای احساس خوشبخت بودن دارند چرا آدم ها  باز از بدبختی خود می نالند و احساس خوشبختی نمی کنند ؟”

در واقع خوشبخت بودن چیزی نیست جز زنده بودن و زندگی کردن و لذت بردن از لحظه به لحظه ی طول مسیر زندگی !

نویسنده: حمید کوثری

منتشر شده در مجله موفقیت شماره ۲۵6

همچنین ببینید

وب سایت رسمی حمید کوثری – کارشناس ارشد روانشناسی

ارزش وجودی

دانه ای از یک درخت بر روی زمین در کف جنگل در کنار یک مرداب …

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

*

قالب وردپرس